در اعماق دریای سیاه، رودخانه بزرگ، عمیق و پرسرعتی پیدا شده که توضیح دهنده امکان حیات در قسمتهای بسیار عمیق دریاست، چرا که از رسوبات نزدیک به خشکی، به این مناطق مواد غذایی میرساند
رودخانههایی که ما میشناسیم اغلب روی سطح زمین جاری هستند و در بیشتر موارد هم به دریا یا اقیانوسها ختم میشوند. اما ظاهرا رودخانههای زمین خویشاوندهای دیگری هم در اعماق اقیانوسها دارند که از بسیاری جهات کاملا با آنها برابری میکنند.
بر اساس گزارش تلگراف دانشمندان به تازگی در اعماق دریای سیاه رودخانهای را پیدا کردهاند که در یک کانال عمیق در طول بستر دریا جریان دارد. این رود که شدت جریانش 350 بار بیشتر از رود تیمز است، درست مانند همنوعانش روی زمین، در مسیر خود، بستر خود را میشوید و حفر میکند. در بعضی قسمتها، عمق آن به 35 متر هم میرسد. این رود زیردریایی حتی آبشار هم دارد.
دانشمندان دانشگاه لیدز، با ارسال روباتهای زیردریایی، موفق شدند اولین رود زیردریایی که تا به حال کشف شده را به طور دقیق بررسی نمایند. به گفته آنها، وجود چنین رودهایی امکان وجود حیات در قسمتهای عمیق دریا را توضیح میدهد. این رودها با شستن رسوبات نزدیک به ساحل و غنی از مواد غذایی، مواد لازم را به عمق اقیانوس میبرند و بدین ترتیب موجودات این مناطق را تغذیه میکنند.
به گفته دکتر پارسونز از دانشکده زمین و محیط، چون آب رود شورتر است و مقادیر زیادی رسوب در خود دارد، چگالتر است و در عمق میماند. این رود برای اعماق اقیانوس، مثل رگ خونی است که غذا و در نتیجه حیات این مناطق را که در واقع معادل بیابانهای زیر اقیانوس محسوب میشوند، تامین میکند.
زیست شناسان دانشگاه استنفورد معتقدند انسانهای شکارچی ما قبل تاریخ به واسطه زراعت و شکار حیوانات باعث گرم شدن دمای جهانی و انقراض گونه های جانوری شده اند.
به گزارش مهر، گمان میرود انسان های شکارچی اولیه یکی از دلایل تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جهان باشد. طبق مطالعات انجام شده توسط زیست شناسان دانشگاه استنفورد، انسانهای شکارچی ماقبل تاریخ با انقراض حیوانات و همچنین تغییرات آب و هوایی مربوط به 15000 سال پیش در ارتباط بوده اند.
«کریس داتی» زیست شناس این دانشگاه در رابطه با اینکه آیا انسان های اولیه عاملی در گرم شدن جهانی زمین بوده اند یا خیر می گوید: من این فرضیه را دارم که آیا انسان های اولیه منجر به گرمای جهانی شده اند؟ انسان امروزه با سوزاندن سوخت های فسیلی میزان دی اکسید کربن موجود در اتمسفر را افزایش می دهد.
در گذشته مطالعاتی انجام گرفته که نشان می دهند مردم از همان ابتدا با آغاز زراعت و کشاورزی تاثیر بر روی تغییرات آب و هوا را آغاز کرده اند. همچنین مطالعات جالب توجه زیادی وجود دارد که نشان می دهند زمانی که انسان برای اولین بار کشت و زرع را آغاز کرد، تغییراتی در آب و هوای زمین مشاهده شد.
به گفته «داتی» مردم می توانند مسبب برخی از انقراض های جانوری باشند، این پدیده ای بحث برانگیز است، انسان در انقراض جاندارن نقش داشته اند و آب و هوا نیز بی تاثیر نبوده است. با این حال هنوز مقصر اصلی به طور کامل شناسایی نشده اما قطعا انسان در تغییرات اقلیمی و انقراض جانداران و آب و هوا در انقراض جانداران نقشهای اساسی داشته اند.
پنج کوه خطرناک جهان در بین همه کوه ها و ارتفاعات بلند و صعب العبور جهان، قلهها معرفی شدند.
در بین همه کوه ها و ارتفاعات بلند و صعب العبور جهان، قلهها و ارتفاعاتی وجود دارند، که به شهادت تاریخ، در مواردی متعدد، این طعم شیرین فتح را با اختتامیهای تراژیک میآمیزند تا خود را به عنوان خطرناکترین قلههای جهان معرفی کنند. آنچه در ادامه میآید معرفی پنج کوه خطرناک جهان است که توسط سایت توریزم ریویو، انتخاب شده اند.
5- کوهستان ایگر؛ سوییس:
به آلپ میرویم. بسیاری از صخره نوردان نوردواند(The Nordwand)،دامنه شمالی کوهستان ایگر را به دلیل سختی و خطرناک بودن آن میشناسند. پس از فتح شدن این قله در سال 1938 تاکنون این دامنه شمالی، مورد توجه و علاقه بسیاری از صخره نوردانی قرار گرفت که این کوه 3970 متری را دیواره مرگ نام نهاده بودند.
با این وجود، و برخلاف چهره مرگبار خود، این کوه زیبایی دلچسبی نیز دارد و آن خط آهنی است که از تونل وسط کوه عبور میکند.
در مسیر این خط آهن دو ایستگاه قرار دارد که مسافران میتوانند با هربار توقف قطار در این دو مقطع از طریق پنجرهای که روی دیواره کوه نصب شده مناظر بیرونی آن را به وضوح تماشا کنند. این راه آهن به ایستگاهی به نام جونگفروجوک، مرتفعترین ایستگاه راه آهن اروپا ختم میشود.
4- کوهستان کانگچنجونگا؛ نپال، هند:
این کوه با ارتفاع هشت هزار و 586 متری خود، سومین کوه مرتفع جهان نامیده شده است.
نرخ حوادث جانی در این کوهستان طی سالهای اخیر به 22 درصد رسیده که منجر شده است "کوهستان پنج گنجینه برفی " برخلاف روال جاری، متاسفانه دارای شمار بالای حوادث منجر به مرگ باشد.
حوادثی که در بیشتر مواقع به دلیل شرایط بد و سخت آب و هوایی آن به وجود آمده اند. این کوه برای اولین بار در سال 1955 توسط یک تیم کوه نورد انگلیسی فتح شد، اما آنها به دلیل احترام به عقاید ساکنان بومی این منطقه که قله را مکانی مقدس می شمردند، آن را به صورت کامل فتح نکرده و چند متری پایینتر از آن را انتخاب کردند. سنتی که از آن روز به بعد توسط دیگر فاتحان این کوه نیز رعایت شد.
3-کوهستان نانگا پاربات؛ پاکستان:
این کوهستان که ارتفاعی هشت هزار و 126 متری دارد، نهمین قله مرتفع جهان بوده و از نظر سعود سومین کوه پر خطر جهان به شمار می رود.
این قله که در رقابت تنگاتنگی با k2 از لحاظ مشکلات فنی صعود است، برخوردار از راههای و مسیرهای باریک و صعب العبوری است که رسیدن به نوک قله را برای کوهنوردان بسیار مشکل و سخت کرده است. بلندترین دامنه این کوهستان تا سطح زمین را میتوان در ضلع جنوبی آن جست، جایی که به دامنه روپال شهرت داشته و ارتفاع آن با کوهپایه بیش از 4600 متر است.
لازم به ذکر است به دلیل مشکلات و سختیهای صعود به قله و به دلیل دامنه خطرناک آن، نام این کوه را " آدم خوار "گذاشته اند.
2- کوهستان کی2؛ پاکستان، چین:
کوهستان کی 2 در سلسله جبال کاراکورام، دومین قله مرتفع جهان با ارتفاع هشت هزار و 611 متر به شمار میرود. این کوه که " کوهستان وحشی " لقب گرفته یکی از خطرناکترین قلههای جهان نیز نام گرفته است.
عبور از یخچالهای پر پیچ و خم، صعود از صخرههای پر شیب و طی کردن مسیری با ستونهای یخی که هر لحظه خطر سقوطی ناگهانی را در بر دارند، ساده ترین راههایی هستند که کوهنوردان را به قله رهنمون میکنند. آمار حوادث مرگبار در این کوهستان بسیار بالا است به نحوی که از هر چهار کوهنورد، تنها سه نفر زنده به قله دست پیدا میکنند.
1- آناپورانا؛ نپال:
خطرناکترین قله جهان، کوهی است که با ارتفاع هشت هزار و 91 متری خود، دهمین کوه مرتفع نامیده شده است.
آناپورا که آنرا الهه برداشت محصول نیز مینامند برای اولین بار در سال 1950 فتح شد و از آن زمان تاکنون 130 کوه نورد دیگر نیز موفق به رسیدن به نوک قله آن شدند.
با این وجود کشته شدن 53 کوه نورد در مسیر صعود به این قله نرخ حوداث مرگبار در آن را به 40 درصد رساند، که در این بین آناپورا را تبدیل به خطرناکترین کوهستان جهان کرد.
یک کره الاغ عجیب که پاهای آن همانند پاهای گورخر راه راه است در یک مرکز حفاظت از حیات وحش در «داولونگا» واقع در کانادا متولد شد.
به گزارش مهر، این کره الاغ عجیب حدود که یک هفته قبل به دنیا آمده به عنوان یک گونه نادر از «زدانک» (Zedonk) معرفی شده است. «زدانکها» گونه غیرمعمولی بین الاغها و گورخرها هستند.
این کره زدانک جدید از یک پدر گورخر و یک مادر الاغ متولد شده و در پاها و صورت آن راه راههای سیاه دیده می شود.
به گفته محققان، زدانکها در سطح کروموزمی بسیار مورد توجه جانورشناسان قرار دارند. این گونه ها برخلاف قاطرها (ترکیب الاغ و اسب) به سختی می توانند سلامت خود را حفظ کرده و به حیات خود ادامه دهند و به همین دلیل بسیار نادرند.
یک الاغ 62 کروموزم دارد درحالی که یک گورخر بین 32 تا 46 کروموزم (براساس نوع گونه) دارد. این درحالی است که تعداد کروموزمهای زدانکها رقمی بین این دو تعداد است. این تفاوتهای کروموزمی موجب می شود که زدانکهای ماده به سختی قادر به تولید مثل باشند و زدانکهای نر کاملا عقیم می شوند.
این کره زدانک، ماده است و از زمان تولدش بسیار مورد توجه داوطلبانی قرار گرفته است که در این مرکز حافظت حیات وحش کار می کنند.
افسانههای کهن ایرانی سمندر را زاده آتش میدانند که نامش ترکیبی از 2 کلمه سام (آتش) و اندر (درمیان) است. سمندرها در فصل زمستان برای فرار از سرما وارد شکاف درختان میشوند.
در قدیم که انسانها چوبها را به عنوان سوخت آتش میزدند ناگهان سمندر از آن به بیرون میجهید به همین دلیل، قدیمیهای ایران سمندرها را موجوداتی زادهآتش میدانستند و آن را نماد پاکی، شجاعت، ایمان پایدار و انسان راست کردار میدانستند.
سمندرها گونههای بسیار متنوعی دارند، اما یکی از آنها سمندری است که اندمیک ایران است. گونههای اندمیک یعنی موجوداتی که انحصارا در یک منطقه جغرافیایی زندگی میکنند و فقط خاص آن منطقه هستند. سمندر لرستانی با نام علمی Neurergus Kaiser را گاهی محلیها به نام مارمولک رنگی میشناسند.
این گونه بسیار زیبا و باشکوه با بدنی نرم به درازای 14 سانتیمتر در کوههای زاگرس در شمال خوزستان و مناطق آبشاری لرستان زندگی ناآرامی را سپری میکند.سمندر لرستانی اصلا موجودی نیست که قابلیت خوراکی داشته باشد، بنابراین تقریبا کسی در ایران یافت نمیشود که آن را شکار کند تا غذایی از آن تولید کند.
این سمندرها، حتی شکارچی طبیعی هم ندارند بنابراین به نظر میآید که نباید خطری آنها را تهدید کند در حالی که اصلا اینگونه نیست. سمندرهای لرستانی آنچنان در معرض تهدید انقراض قرار گرفتهاند که در اجلاس ساتیس (حمایت از گونههای طبیعی) که ابتدای همین سال در قطر برگزار شد، ممنوعیت خرید و فروش این گونه زیبا تصویب شد. در کشورهای اروپایی و آمریکایی هر سمندر لرستانی گاه تا 750 دلار خرید و فروش میشود و افراد محلی گاه هر سمندر را با قیمت فقط 100 تومان میفروشند.
سمندر لرستانی در دنیا بینظیر است و هیچ همتایی از آن در دیگر جاهای دنیا وجود ندارد و اکنون این نادرترین گونه زاگرس در حال انقراض است و من و شما باز هم مسوولان انقراض هستیم. فکر نکنید که ما هیچ گناهی نداریم. وقتی در روزهای آخر هر سال در میدان تجریش تهران یا مراکز خرید دیگر در سراسر ایران به فکر خرید ماهی قرمز و تنگ و سبزه و سمنو هستید اگر تشتی پر از سمندرهای زیبای رنگی دیدید و با خواهش فرزندتان برای خرید آن سمندرهای نازنین مواجه شدید، اصلا به درخواست فرزند دلبندتان توجه نکنید.
اگر او اکنون کمی گریه زاری کند خیلی بهتر از آن است که فردا روزی در رثای یکی از گونههای منحصر به فرد دنیا اشک حسرت بریزد.
دانشمندان استرالیایی بقایای فسیلی یک موش غول پیکر که می تواند بزرگترین موش روی زمین باشد را در تیمور شرقی کشف کردند.
به گزارش مهر، این فسیل را دیرینه شناسان مرکز تحقیقات Csiro استرالیا در طول حفاری در یک غار پیدا کردند.
روش رادیوکربنی تعیین تاریخ نشان می دهد که این فسیل موش غول پیکر مربوط به هزار تا دو هزار سال قبل است.
وزن این حیوان به 6 کیلوگرم می رسیده است در حالی که امروز بزرگترین موش هایی که در جنگل های گرمسیری فیلیپین و گینه نو زندگی می کنند حدود دو کیلوگرم وزن دارند.
به گفته این دیرینه شناسان، این کشف تائید می کند که جوندگان در حدود 5 میلیون سال قبل بر قلمرو جانوری جزیره تیمور شرقی حکومت داشته اند.
این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند:«اینجا سرزمین موش ها بوده است و حداقل 13 گونه مختلف از این جوندگان در این جزیره زندگی می کرده اند که این تنوع زیستی واقعا شگفت انگیز است. مجمع الجزایر اندونزی یک نقطه داغ برای تکامل جوندگان است و بنابراین به توجه بین المللی برای حفظ این فضا نیاز است».
این دیرینه شناسان افزودند:«جوندگان 40 درصد از تنوع زیستی پستانداران روی زمین را می سازند و برای فرایندهایی مثل حفظ خاک و دانه پراکنی یک عنصر کلیدی در اکوسیستم به شمار می روند. حفظ تنوع زیستی آنها به مهمی حفظ نهنگها یا پرندگان است».
در این حفاری ها فسیل های 13 گونه دیگر از جوندگان نیز کشف شد که از این تعداد 11 گونه تاکنون شناسایی نشده بودند.
پانداها با تغییر تراکم گیاهی محیط زندگی، دچار تغییرات ژنتیکی میشوند. زندگی در محیطهای مختلف تنوع و گوناگونی ژنتیک را در بین پانداها بالا برده که این امر، تداوم حیات آنها را در معرض خطر قرار میدهد
باز هم خبر از یک حیوان در خطر انقراض، آن هم یک حیوان دوستداشتنی به نام پاندا! پانداها بیش از هر پستاندار دیگری که روی زمین زندگی میکند، در معرض خطر انقراض قرار دارند و یکی از مهمترین عواملی که این موجودات را تهدید میکند تغییراتی است که در محیط زندگی آنها به واسطه عوامل گوناگون اتفاق افتاده است.
تغییرات محیطی به ظاهر روی عادات رفتاری و تغذیه این موجودات موثر است، اما مطالعات جدید نشان میدهد که تاثیر تغییرات محیطی خیلی عمیقتر از این حرفها است. بر اساس گزارشی که ساینسدیلی منتشر کرده، تغییراتی مانند کم شدن بامبوها یا سایر شاخ و برگهای گیاهی در محیط زندگی پانداها، باعث تغییرات ژنتیکی در آنها میشود. این تغییرات ژنتیکی در نسلهای آینده پاندا تداوم مییابد و بدین ترتیب، زندگی در محیطهایی که پوشش گیاهی متفاوتی دارند، باعث میشود که پانداها از نظر ژنتیکی به چند دسته تقسیم بشوند و تنوع در میان آنها بالا برود. محققین چینی با نمونهگیری از 192 پاندا، متوجه شدند که آنها از 53 ژنوتیپ یا فرمول ژنتیکی کاملا متفاوت هستند.
این چندگونگی در فرمول ژنتیک، برای پانداها خطرآفرین است و به خطر انقراض آنها دامن میزند. پیشنهاد محققین این است که جنگلهای پراکنده و تنک بامبو تقویت و یکدستتر بشوند، قبل از این پانداها برای همیشه از روی زمین محو شوند.
گیاه بسیار خطرناک "دیفن باخیا" که اکثر جا هادر منازل و دفاتر نگهداری می شود بسیار سمی بوده و می تواند به مرگ افراد بویژه کودکان منجر شود.
به گزارش آخرین نیوز، در صورتی که قطعه ای از برگ آن خورده شود انسان را می کشد - دست زدن به برخی از انواع آن بعد از تماس با چشم انسان را کور می کند.
این گیاه مانند برگ انجیری بسیار سمی است و باید از دسترس نوزادان و کودکان نوپا که احتمال می دهید برگ های آن را به دهان بگذارند، دور نگهداشته شود در صورت بلعیده شدن، به دهان و زبان آسیب می رساند و شخص قادر به تکلم نیست.
نام فارسی اصیل این گل ، دیفن باخیا است که اشاره به سمی بودن برگ آن دارد. گیاهی است برگ زینتی. زادگاهش برزیل است. ساقهها نرم و آبکی و نقش و رنگ برگها سبز رنگ بوده و آراسته به لکههای سفید کرمی و زرد کمرنگ است که از دو طرف برگ دیده میشوند. ساقهها غالبا بدون انشعاب و برگهای انتهایی همیشه در حال رشد و فعالیت میباشند و برگهای پایینی به تدریج ریزند و ساقه حالت سخت به خود میگیرد. نسبت به عدم تهویه هوای اتاق و آبیاری بیش از اندازه حساس است.
مسئولان وزارت نیرو گفته اند تا زمان حل مشکل آب در این دو نقطه، آب سالم و بطری شده را به صورت رایگان در این نقاط توزیع می کنند.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در مورد نتایج جلسه مسئولان وزارت نیرو با اعضای این کمیسیون اظهار داشت: در این جلسه دو نقطه سیاه در تهران که آب آلوده دارد از سوی وزارت نیرو معرفی شد. دکتر علیرضا مرندی در ارتباط با اظهارات استاندار تهران مبنی بر سالم بودن آب تهران گفت: تا زمانی که در این زمینه به قطعیت نرسیده ایم نمی توان اظهار نظر کرد.
وزیر اسبق بهداشت با تاکید بر اینکه موضوع آلودگی آب تهران نیازمند بررسی بیشتری است، تصریح کرد: بنده نیز به دلیل همین ابهامی که وجود دارد اصرار داشتم این موضوع در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس مطرح و بررسی شود. نماینده مردم تهران با اشاره به اظهارات مسئولان وزارت بهداشت مبنی بر اینکه آب تهران در برخی مناطق آلوده است، افزود: وزیر بهداشت به اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفته مشکل همان است که گفتم.
مرندی به جلسه کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با مسئولان وزارت نیرو اشاره کرد و گفت: وزارت نیرو نقشه ای تهیه کرده که وضعیت سلامت آب تهران بر روی آن مشخص است. بر همین اساس دو نقطه را بر روی این نقشه معرفی کرده که از معدود نقاطی است که مشکل آلودگی آب دارد و به عنوان نقاط سیاه معرفی شده است.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس از توزیع آب سالم و بسته بندی شده توسط وزارت نیرو در این دو نقطه از تهران خبر داد و گفت: مسئولان وزارت نیرو گفته اند تا زمان حل مشکل آب در این دو نقطه، آب سالم و بطری شده را به صورت رایگان در این نقاط توزیع می کنند.
به گفته مرندی، اصلاح آلودگی آب در این دو نقطه تا انتقال آب از سد ماملو حدود دو سال طول می کشد. وی همچنین به تشکیل جلسه اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با مسئولان وزارت بهداشت اشاره کرد و گفت: با توجه به تعطیلی سه هفته ای مجلس، زمان این جلسه مشخص نیست.
برخی از گیاهان در فصل بهار یا پاییز گل میدهند، در حالی که برخی دیگر، فصلی مانند تابستان را برای گل دادن انتخاب میکنند. حتی گیاهانی را داریم که در زمستان گل میدهند، اما گیاهان چهطور انتخاب میکنند که در چه فصلی گل بدهند؟ خب این معمایی است که دانشمندان به تازگی توانستهاند تنها قسمتی از آن را حل کنند.
بر اساس گزارش ساینسدیلی، داستان به تولید گونهای تازه از یک گیاه با استفاده از تغییر ژنتیکی برمیگردد. وقتی زمان گل دادن گیاه تغییر یافته عوض شد، دانشمندان متوجه شدند که یک ژن خاص، مسئول کنترل زمان گل دادن در گیاه است. این ژن که گلدهی بیتفاوت به روز (DNF) نامیده میشود، به محض وارد شدن به ساختار ژنتیکی گیاه جدید، کنترل زمان گلدهی را به دست گرفت و آن را به زمان عادی برگرداند.
DNF ژن کنستانس را تنظیم میکند. کنستانس تنها در نور فعال میشود و یک گیاه زمانی گل میدهد که سطح کنستانس فعال به حد مشخصی در طول روز برسد. ظاهرا DNF این حد را تعیین میکند. به همین دلیل هم دانشمندان حدس میزنند که گیاهان زمان گلدهی خود را با طول روز تنظیم میکنند که در فصلهای مختلف، متفاوت است. اما مکانیسم این جریان و چرایی آن هنوز روشن نیست.
عکسی که توسط محققان جامعه جانورشناسی از بوزینه تنبل سریلانکا که تصور میشد حدود یکقرن پیش منقرضشده گرفته شده است، نشان میدهد این جاندار علیرغم از دستدادن زیستگاهش هنوز دارد برای حیات تلاش میکند.
امروزه جانوران بسیاری را میشناسیم که در معرض خطر انقراض هستند یا منقرض شدهاند. بوزینه تنبل یکی از این جانوران است با این تفاوت که پیش از این تصور میشد یکی از زیرگونههای آن با نام علمی Loris tardigradus nycticeboides، ساکن مناطق حفاظتشده مرکزی کشور سریلانکا سالهاست که منقرض شده است.
چیزی حدود یکقرن است که نمونه تازهای از این جاندار مشاهده نشده است. اما عکسی که مشاهده میکنید، توسط یکی از اعضای جامعه جانورشناسی لندن در جنگلهای کوهستانی سریلانکا گرفته شده و نشان میدهد این جاندار کوچک هنوز دارد روی زمین زندگی میکند.
این پستاندار که حدود 20سانتیمتر طول دارد یکی از دو زیرگونه بوزینه تنبل لاغر است. زیرگونه دیگر نیز به دلیل از دستدادن زیستگاه در معرض خطر انقراض قرار دارد.
چشمهای بزرگ این جاندار، در شب دیدی فوقالعاده دارند و میتوانند برای شکار حشرات در تاریکی به خوبی مورد استفاده قرار بگیرند.
این جاندار هم مانند انسان و میمونها به راسته نخستیها تعلق دارد اما از گروه ابتدائیتری موسوم به پیشمیمونها مشتق شده است.
بحث آلودگی آب تهران، چند ماهی بود که به صلاحدید استاندار تهران تا حدود زیادی از رسانههای رسمی حذف شده بود، تا آن که روز گذشته وزیر بهداشت با سخنان خود، بار دیگر زمینه طرح مجدد این بحث در فضای رسانههای گروهی را فراهم کرد.
نشست معاونان بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی کشور فرصتی فراهم کرد تا خبرنگاران از وزیر بهداشت درخصوص آب تهران سؤال کنند. مرضیه وحیددستجردی با بیان اینکه میزان نیترات آب تهران در برخی مناطق شهر بالاتر از حد استاندارد است، گفت: به زنان باردار و کودکان شیرخوار توصیه میکنم از آب بطری استفاده کنند و آب لولهکشی نخورند. او البته توضیح نداد که آلودگی آب در کدام مناطق تهران بیش از حد استاندارد است.
وزیر بهداشت ادامه داد: براساس این گزارش، میزان نیترات آب در برخی نقاط تهران بالاتر از استاندارد است که وزارت نیرو تلاش میکند این آب را با آبهایی که نیترات کمتری دارند رقیق کند.
وحیددستجردی اضافه کرد: «برای جلوگیری از عوارض مصرف آب شرب با نیترات بالا، استفاده از آب بطری را توصیه میکنم.»
تأیید پس از تکذیبهابخشهایی از گزارش وزارت نیرو در مورد آلودگی آب لولهکشی تهران به نیترات، در حالی بر زبان وزیر بهداشت جاری شد که وزارت نیرو پیش از این بارها آلودگی آب تهران را تکذیب کرده بود. در یکی از اطلاعیههای مطبوعاتی وزارت نیرو در سال گذشته تأکید شده بود: «آبهای زیرزمینی تهران با نظارت مداوم شرکت آب و فاضلاب تهران و با بهرهگیری از مدرنترین آزمایشگاههای روز دنیا که دارای گواهینامههای 9001، 14001، 18001 و 17025 و مورد تأیید نهادهای نظارتی بینالمللی هستند، صورت میگیرد. علاوه بر این، وزارت بهداشت و سازمان محیطزیست نیز بر کیفیت آب چاههای حفر شده نظارت میکنند.» در این اطلاعیه کسانی که از کیفیت بهداشتی آب تهران انتقاد میکنند به «رفتارهای غیرمسئولانه و اظهارنظرهای غیرکارشناسی» متهم شدند که «موجبات تشویش افکار عمومی و نگرانی مردم را فراهم میآورند.»
دردسرهای خانم وزیرسخنان وزیر بهداشت مبنی بر آلودگی آب تهران به نیترات در حالی بیان میشود که پیش از این مرتضی تمدن، شرایط دشواری را برای مدعیان آلودگی آب شرب تهران ترسیم کرده بود. او شهریور سال گذشته گفت: «آب تهران هیچ مشکلی ندارد و نباید برخی آلودگی آبهای سفرههای زیرزمینی را به آب شرب تهران ربط داد. برای آن که هر دستگاه و شخصی نتواند درباره آب تهران اظهارنظر کند و مردم را بیهوده نگران و مضطرب سازد، مصوب کردیم مسئولان قضایی از او دلیل و مدرک مستند بخواهند و اگر نتوانست ادعای خود را اثبات کند، مورد پیگرد قانونی قرار میگیرد.»
ادامه مطلب ...علیرضا پرداختی
از روزهایی که آب تهران گواراترین آب جهان بود و شهرتی جهانی کسب کرد سالها میگذرد.
روزی که شبکه تصفیه آب تهران توسط کارشناسان طراحی شد جمعیت کلانشهر تهران چهار میلیون نفر بود و منابع آب سطحی تهران مانند رودخانههای لار، کرج و جاجرود توان تأمین آب شرب این جمعیت را داشتند.
زمان که گذشت و به اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 شمسی رسید، جمعیت پایتخت کشور رشد فزایندهای پیدا کرد. شهرکهای اقماری اطراف تهران موج جمعیت را روانه پایتخت کردند که به معنای مصرف هولناک آب شرب بود.
وزارت نیرو که مسئولیت تأمین آب شرب کشور را دارد تصمیم گرفت برای مقابله با رشد فزاینده مصرف آب در تهران در اقصی نقاط تهران چاه حفر و آب استحصال کند.
در ابتدا تعداد این چاهها اندک بود اما به دلیل خشکسالی و تغییر فصل بارش در پایتخت باز هم این وزارتخانه چاره کار را در حفر بیشتر چاه دانست.
کار به جایی رسید که هماکنون 500 حلقه چاه در اطراف تهران و جاجرود وجود دارد. در این اثنا مشکلی که گریبان وزارت نیرو، سازمان محیطزیست و شهروندان پایتخت را گرفت چاههای جذبی در تهران است.
در اکثر کلانشهرها و پایتخت کشورهای جهان، سیستم فاضلاب شهری پسابها را به تصفیهخانههای مجهز هدایت میکنند تا تصفیه و دوباره به سیستم آبرسانی هدایت شوند. اما فقدان سیستم فاضلاب مدرن سبب شده فاضلاب شهری مستقیم به چاههای جذبی برخورد و منابع آب زیرزمینی را آلوده کنند.
وزارت نیرو هم به دلیل ضعف و فرسودگی تصفیهخانهها به جای انجام پروسه تصفیه بیولوژیکی (میکروبزدایی) و فیزیکی (کدری آب و اجسام خارجی) و مواد محلول در آب- نمک، گچ، آهک و عناصر سنگین- تنها آب را گندزدایی کرده به دست شهروندان میرساند.
اینجاست که باید احساس خطر کرد و هشدار داد. چرا؟ فاضلابهای خانگی سرشار از نیترات هستند اما نیترات تنها یکی از فاکتورهای آلودگی آب تهران است.
در تحقیقات مفصلی که توسط گروههای مختلفی از متخصصان آلودگی آب صورت گرفته مشخص شد مناطق 5 و 6 آب منطقهای تهران - جنوب فرودگاه مهرآباد- میزان نیترات آب بسیار بالاتر از حد استاندارد جهانی است.
علت مشخص است، استفاده از آب چاههای حفر شده توسط وزارت نیرو.استفاده از آب این چاهها بدون تصفیه فنی و دقیق نیترات آب شرب تهران را به میزان هولناکی افزایش داده است.آب شرب شمال تهران شرایط بهتری دارد؟ هرگز وجود تصفیهخانههای کن، جلالیه، حکیمیه و مینیسیتی سبب شده آب مصرفی شمال تهران از آنها تأمین شود و احتیاجی به چاه نباشد. به همین دلیل میزان نیترات و نیتریت موجود در آب این منطقه پایین است. اما موضوع نگرانکننده در شمال تهران ماده تریهالومتان است. اگر آبی که برای تصفیه به آن کلر میزنند حاوی مواد آلی باشد - که این مواد آلی میتواند برگ پوسیدهای در رودخانه یا ناشی از چاههای فاضلاب زیرزمینی که به رودخانه نشت کرده یا کودهای شیمیایی و طبیعی باشد- کلر با این مواد آلی ترکیب شده و بر اثر ماندن آب در داخل لولهها این ماده تولید شده که خطرناک و سرطانزاست. مطالعه بنده نشان میدهد مصرف این ماده در شمال شهر تهران در چند سال آینده میزان بروز انواع سرطان را به شدت افزایش خواهد داد.
در پایان باید بگویم یگانه راهحل برونرفت از شرایط اضطراری و خطرناک کنونی اصلاح سیستمهای تصفیه فاضلاب، ایجاد و ادامه طرح فاضلاب شهری در تهران و شهرهای دیگر و تولید آبهای بستهبندی باکیفیت بالاست.
استاد محیطزیست دانشگاه تهران
آلودگی های زیست محیطی و تخریب منابع طبیعی و محیط زیست نه تنها از نظر جسمی سلامت شهروندان را بر هم می زند بلکه آرامش بشری را هم مختل می کند
در مورد آلودگی آب تهران هم این پروسه طی شد و این اتفاق افتاد . اما باید در نظر داشت که پیش از این در محافل و همایش های علمی محققان و دانشمندان ایرانی هشدار داده بودند و رساله های تحقیقاتی در این راستا ارائه شده بود . در واقع زنگ خطر آلودگی آب تهران سالها پیش زده شد اما این زنگ خطر جدی گرفته نشد . مانند بسیاری از هشدارهایی که درباره سلامتی افراد جامعه داده می شود اما جدی گرفته نمی شود در حال حاضر وزارت نیرو مسئول آب است و اگر مردم در شهر تهران آب آلوده مصرف می کنند وزیر نیرو باید پاسخگو باشد .
اما متولی آنالیز آب را هم نمی توان در این ماجرا بی تقصیر دانست که وزارت بهداشت و درمان است . قانون گذار به لحاظ کیفی وزارت بهداشت را مامور می کند تا کیفیت آب را هر چه زودتر آنالیز کند و تشخیص دهد ،اما شاهد هستیم که وزیر بهداشت هم خبر می دهد که آب آلوده است وهم اظهارمی کند که جای نگرانی نیست و مردم عادی می توانند استفاده کنند ودر واقع گفته خود را نقض می کند . گاهی شاهد بودیم که این آلودگی محرز از سوی وزیر بهداشت تایید شده و گاهی هم تایید نشده است . این در حالی است که مردم تهران در این راستا نمی توانند تصمیمی برای مصرف آب بگیرند که بخواهیم اطلاع رسانی انجام دهیم . نیترات بالا در آب تهران باعث می شود تا هموگلوبین تبدیل به مت هموگلوبین شود که در نهایت انتقال اکسیژن مختل می شود برای همین است که وزیر بهداشت توصیه می کند کودکان از این آب ننوشند چرا که نوشیدن آب برای کودکان زیر 6 ماه خطر خفگی را به همراه خواهد داشت
یکی از معضلات بهداشتی آب تهران ،تامین آب از منابع زیر زمینی است که باعث وجود نیترات آن هم نیترات بالا در آبهای آشامیدنی شهرتهران شده است .فلزی که باروش های معمولی چون جوشاندن و کلر زدن از آب تهران منفک نمی شود و همچنان در آب پایدار باقی می ماند .
مگر اینکه این فلز را باروش تصفیه از آب تهران جدا کنیم . روشی که هزینه بر است . گرچه برای سلامتی انسانها نباید از اجرای هیچ روش هزینه بری امساک کرد . این در حالی است که هم اکنون این سیستم تصفیه درتهران وجود ندارد .در این روش می بایست تعویض یون شود ،یعنی به آب تهران یک یون دیگر بدهیم و یون نیترات را از آن جدا سازیم . هم اکنون شاهد آن هستیم که منابع آبهای زیر زمینی به شدت در معرض آلودگی ترکیبات ازته هستند و در فاضلاب های خانگی 40 تا 60 میلی گرم ازت وجود دارد که نهایتا تحت پروسه ای تبدیل به نیترات می شوند . نیترات هم تغییر نمی کند و حالت تجمعی خود را به هر صورتی حفظ می نماید . از طرفی دیگر ما با مصرف بی رویه کودهای شیمیایی برای رشد گل و گیاه در سطح تهران روبرو هستیم . کودهایی که به راحتی در آب حل می شوند ووارد آب می شوند . مصرف کودهای شیمیایی ازته است . سولفات آمونیوم که برای رشد کیفی و کمی محصولات کشاورزی در کود استفاده می شوند و همانطور که گفته شد این کود ها به سرعت در آب حل می شوند و به همین سرعت هم از گیاه خارج می شوند که به منابع آبی اضافه می شود .
در حال حاضر برای پاکسازی آب از نیترات به غیر از روش تعویض یون که امکان پذیر نیست . چند روش وجود دارد . روش هایی که در دراز مدت می توانند نتیجه بخش باشند . اول آنکه گیاه را هنگامی کود بدهیم که جذب حداکثری داشته باشد . اگر با نیترات بالا در آب مواجهه شدیم آن را رقیق کنیم تا آب به حد استاندارد برسد . تصفیه خانه ها را فعال سازیم تا تعویض یون برای آبهای تهران انجام شود . و البته به جز این باید به این نکته اشاره کنم که متاسفانه آبهای روان و سطحی که برخی مزارع سبزی و صیفی جات این شهر با آن آبیاری می شود سلامت شهروندان را با خطر جدی مواجه کرده است.
نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان
دانشمندان گونهای از خانواده هویج را کشف کردهاند که میتواند اطلاعات را به خاطر بسپارد و عکسالعمل هم نشان بدهد. شاید گیاهان هم تواناییهایی برای فکر کردن دارند که تا به حال از آنها بیخبر بودهایم
فکر کردن توانایی ویژهای است که سطوح متفاوتی دارد. با این حال تا پیش از این تصور میشد که فقط حیوانات قادر به فکر کردن هستند. اما به نظر میرسد که این تصور کاملا اشتباه بوده است و گیاهان هم میتوانند فکر کنند. جالباین که ظاهرا گیاهان هم دسته سلولهایی معادل سیستم عصبی مرکزی حیوانات دارند که در سراسر گیاه کشیده شده است.
ماجرا از مطالعه تازه دانشمندان بر روی گیاهی از خانواده هویج برمیگردد که نشان داده میتواند اطلاعات را به خاطر بسپارد و به آن پاسخ هم بدهد. ظاهرا این گیاه از یک سیستم ارتباطی درونی برای فکر کردن استفاده میکند که مشابه سیستم عصبی مرکزی در حیانات عمل میکند.
بر اساس گزارشی که پاپساینس منتشر کرده، وقتی به این گیاه که آرابیدوپسیس تالیانا نام گرفته، نور تابانده میشود، کل گیاه به این نور واکنش نشان میدهد و حتی وقتی منبع نور خاموش میشود، واکنش گیاه همچنان باقی میماند، یعنی گیاه منبع نور را فراموش نمیکند. از آنجایی که طول موجهای متفاوت نور، واکنشهای متفاوتی را در این گیاه برمیانگیزد، بنابراین گیاه از اطلاعات نوری برای واکنشهای حفاظتی شیمیایی متفاوت استفاده میکند.
وقتی نور به برگ میتابد، به واسطه سلولی خاص همه سلولهای گیاه خبردار میشوند. این سلولهای خاص در همه بخشهای گیاه وجود دارند. محققان با اندازهگیری سیگنالهای الکتریکی این سلولها، آنها را معادل سیستم عصبی مرکزی گیاهان دانستهاند. با این حال این یافته نیاز به مطالعات تکمیلی فراوانی دارد.
رباتها توان محاسباتی بالایی دارند اما این مغز پیچیده انسان است که میتواند معمای تصاویر پنهانشده درون تصاویر دیگر را حل کند. با کمک این توانایی میتوان انسان را از ماشین در فضای آنلاین تفکیک کرد.
باورش سخت است اما میتوان برای بهبود روشهای فعلی تأیید هویت آنلاین از شیوه استتار یک عکس در محیط که برای تولید پازل حیوانات برای کودکان به کار گرفته میشود، ایده گرفت.
برای درک بهتر این شیوه میتوانید به عکس بالا نگاه کنید. در این تصویر چهار حیوان مختلف درون صخرهها استتار شدهاند. این کار با استفاده از نرمافزار ابداع شده توسط هانگ کو چوی و همکارانش در دانشگاه ملی چنگکونگ در تایوان انجام شده است.
به گزارش نیوساینتیست، چوی و همکارانش برای به کارگیری این تکنیک ابتدا نرمافزاری را تهیه کردند که میتواند تصاویر را سادهتر کند و در نهایت با استفاده از طیفهای تیره و روشن نمایی سفید و سیاه از تصویر اولیه را در اختیار آنها قرار دهد. در مراحل بعدی تصاویر تهیه شده به محیط نهایی انتقال خواهند یافت تا تمامی نقاط خالی از طیف سیاه و سفید با بافتی منطبق با محیط تصویر زمینه پوشانده شوند. چوی میگوید: «این نرمافزار توانایی تهیه الگوهای استتاری مختلفی را دارد که میتوانند سادهتر یا پیچیدهتر شوند».
«بهترین گزینه برای اجرای این تکنیک استفاده از تصاویر طبیعی با جزییات فراوان در پشت زمینه است. به کارگیری صخرهها، جنگل انبوه و آسمان ابری نتایج فوقالعادهای به دنبال خواهد داشت. در مقابل استفاده از طرحهای حاوی بخشهای بزرگ تکرنگ و یکدست یا تصاویری مانند دیوارهای آجرچین فرایند استتار را به مراتب دشوارتر خواهد کرد».
«برای ما انسانها هم تشخیص بعضی از تصاویر سخت یا وقتگیر است اما مطمئنا برای ماشینها یا رباتهای آنلاین غیرممکن خواهد بود. به همین دلیل میتوانیم این تصاویر را با درجات متفاوتی از استتار جایگزین کپچاها کنیم». کپچا که سرنام «تست عمومی کاملا خودکار تورینگ برای مجزا کردن انسان و رایانه» است به تستهای سادهای اطلاق میشود که بارها برای ثبت نام در سایتهای گوناگون با آنها برخورد داشتهاید و برای تشخیص انسان از رباتهای آنلاین استفاده میشوند.
هال پاشلر، روانشناس و استاد دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو میگوید: «این ایده علاوه بر اینکه بسیارخلاق است برای اجرا به ابزارهای گرافیکی سادهای نیاز خواهد داشت».
اساس کار این روش بر شیوه درک مغز ما از تصاویر منطبق است. مغز این قابلیت را دارد که در یک نگاه تصویر کلی را تشخیص دهد و پس از آن میتواند همزمان به بررسی جزییات و تشخیص تصاویر استتارشده احتمالی بپردازد. در واقع ناظر در حالی که تصویر کلی را میبیند، میتواند با صرف اندکی زمان اجزا را از یکدیگر تفکیک کند.
به تصویر ابتدای متن برگردیم. توانستید چهار حیوان مختلف پنهانشده در تصویر صخره را تماشا کنید؟ شاید فرصت کافی نداشتید یا برای شروع معمای سختی بود. بد نیست سری به اینجا بزنید تا پاسخ نهایی را ببینید.
مشکل تروریسم تنها در میان جوامع انسانی وجود ندارد زیرا به تازگی جانورشناسان مدارکی ارائه کرده اند که نشان می دهند جانورانی از قبیل مورچه ها نیز از این معضل در عذابند.
"مارک مافت" اکولوژیستی در دانشگاه کالیفرنیا است که توضیح می دهد برخی از مورچه ها به چه شیوه وحشتناکی اقدام به ترور انتحاری می کنند. وی تصاویری از مورچه های قرمز کارگر به ثبت رسانده است که در آن مورچه ای بدن خود را برای آزاد سازی مایعی به شدت سمی شکاف می دهد، ماده ای که علاوه بر خود مورچه، دشمنانش را نیز در کسری از ثانیه از بین می برد.
وی مدارک این اقدام انتحاری مورچه ها را با ایجاد تله ای برای جذب انواع مختلف مورچه ها و سپس مشاهده رفتار آنها برای دستیابی به طعمه جمع آوری کرده است. در این تله که طعمه آن مقداری عسل بود، یک مورچه بافنده و یک مورچه نجار گرفتار شده و یکی از آنها بر سر تصاحب طعمه بدن خود را شکافته و خود و دیگری را از پا درآورد.
بر اساس گزارش دیسکاوری، "مافت" همچنین مطالعاتی بر روی گونه های برزیلی مورچه ها کرده است، گونه هایی که کل آشیانه را یکباره و به دلایلی ناشناخته که می تواند بیماری یا بالا بودن سن مورچه ها باشد نابود می کنند.
گازهای خروجی از ماشینها و کارخانههای برق عوامل اصلی آلودگی هوا هستند و میتوانند باعث سوزش چشمها و بینی، خارش گلو و مشکلات تنفسی شوند.
این توصیهها به شما کمک میکند تا انرژی کمتری مصرف کنید، کمتر هوا را آلوده کنید، و گازهای گلخانهای کمتری تولید کنید:
•اگر از لامپهای روشنایی رشتهای استفاده میکنید، آنها را با لامپهای فلورسنت فشرده تعویض کنید.
•هنگامی که از لامپهای روشنایی و سایر وسائل برقی استفاده نمیکنید، آنها را خاموش نکنید.
•موادی را که میتوانید بازیافت کنید یا دوباره مورد استفاده قرار دهید.
• از وسائل برقی که برچسب کم مصرف بودن از لحاظ انرژی دارند، استفاده کنید.
•وسائل نقلیهای بخرید که مصرف سوخت آنها اقتصادی است و گازهای خروجی اگزور آنها کم است.
•پیادهروی کنید، دوچرخهسواری کنید، از سوار وسائل نقلیه عمومی شوید یا ماشینهایتان را به اشتراک با دوستانتان استفاده کنید.
مدیر گروه علوم زیستی دریا در مرکز ملی اقیانوس شناسی گفت: اثرات دراز مدت مواد نفتی در مناطق آبی موجب بروز سرطان در موجودات بزرگ دریایی مانند ماهی ها و پستانداران می شود.
پیمان اقتصادی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا افزود: پدیده های نفتی دو اثر کوتاه مدت و بلند مدت دارد که هر کدام متفاوت از دیگری است.
وی به فاجعه خلیج مکزیک اشاره کرد و اظهارداشت: برخی از ترکیبات مانند هیدروکربن های چند حلقه ای ، آروماتیک ها و فلزات سنگین دراز مدت در طبیعت باقی می مانند.
وی ادامه داد: هیدروکربن های چند حلقه ای که به PAH معروف هستند در طولانی مدت موجب بروز سرطان در موجودات دریایی بزرگ مانند ماهیان و پستانداران می شوند.
اقتصادی افزود: فلزات سنگین در فرایند تنفسی آبزیان و سم زدایی آبزیان و هیدروکربن ها با زنجیره بلند نیز در تنفس آبششی آنان اختلال ایجاد می کنند.
وی تاکید کرد:در این میان هیدروکربن های چند حلقه ای و فلزات سنگین خطرناکترند.
مدیر گروه علوم زیستی دریا در مرکز ملی اقیانوس شناسی با اشاره به اثرات کوتاه مدت ترکیبات در محیط زیست و جانداران گفت: ترکیبات قیری نفت در برخی از پرندگان اختلال ایجاد می کند ، همچنین چون نفت روی آب را می پوشاند مانع از رسیدن اکسیژن به درون آب می شود ازاین رو برخی آبزیان دچار مشکل می شوند.
وی اظهارداشت: البته گرم بودن محیط به تجزیه زودتر مواد نفتی کمک می کند یعنی هر چه محیط دریایی گرم تر باشد آثار آلودگی نفتی نیز از زودتر از بین می رود و خلیج مکزیک هم جزو مناطق گرم محسوب می شود.
اقتصادی به خلیج فارس اشاره کرد و گفت: در خلیج فارس نشت نفت به صورت طبیعی وجود دارد در واقع کف خلیج فارس چشمه های نفت وجود دارد که به دلیل گرم بودن و وجود برخی میکروب های خاص اثرات نفتی آن خود به خود از بین می رود.
مدیر گروه علوم زیستی دریا در مرکز ملی اقیانوس شناسی در پایان تاکید کرد: البته چون نفت یک ترکیب طبیعی است اثرات مضر آن برای طبیعت ومحیط زیست نسبت به مواد سنتزی ( ترکیبات انسان ساز) کمتر است.
کارشناس مسوول بیماریهای واگیر مرکز بهداشت استان کرمانشاه گفت: مردم نباید از عوارض درازمدت پدیده گردو غبار بر سلامتی خود غافل باشند.
دکتر ” حسین بیگلری ” روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: عوارض درازمدت این پدیده بر سلامتی که برخی از آنها نیز ناشناخته است، ناشی از جانشین شدن دایمی ذرات معلق و آلوده به ویروسها در قسمتهای تحتانی دستگاه تنفسی می باشد.
وی ادامه داد: از آنجاییکه این عارضه می تواند باعث پدیده جهش ژنتیکی در ساختار DNA ویروسها شود، توانایی ایجاد ویروسهای نوپدید یا بازپدید در قسمتهای تحتانی دستگاه تنفسی و در نتیجه بالا رفتن ریسک خطر ابتلا به سرطانهای تنفسی (هنوز ناشناخته است) را نیز دارد.
بیگلری با مهم عنوان کردن این اختلال در سیستم تنفسی، اظهار داشت: این مسئله دارای اهمیتی فراوان است که باید بخوبی به آن پرداخته شود.
وی در ادامه بروز عفونتهای تنفسی، شعله ور شدن آلرژیهای قدیمی و ایجاد حملات آسمی در بیماران مبتلا به آسم یا برونشیت را از جمله عوارض کوتاه مدت پدیده گرد و غبار بر سلامت افراد عنوان کرد.
این پزشک کرمانشاهی وجود این پدیده را هشداری بسیار جدی برای سلامت افراد بخصوص در فصل تابستان بیان کرد و گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون، طی ورود چند مرحله توده گرد و غبار به کشور و ساکن شدن در میان کوههای زاگرس ، میزان عفونتهای تنفسی و تعداد مراجعه بیماران آسمی و گوارشی غرب کشور به مراکز درمانی چندین برابر شده است.
وی گفت: سالمندان، مادران باردار و خردسالان به دلیل نداشتن سیستم ایمنی مطلوب ، نسبت به سایر افراد، در معرض مخاطرات جدی در این زمینه هستند.
انیمیشن “ماداگاسکار” واقعی شد .
تحقیق جالبی در پرونده فرارهای حیوانات ساکن باغ وحشها نشان می دهد این حیوانات برای فرار از قفسهای امن خود و بازگشتن به حیات وحش شیوه های غیر عادی را به کار می بندند، روشهایی که اگر انیمیشن “ماداگاسکار” را دیده باشید به نظرتان آشنا خواهند آمد.
این تحقیق جدید شیوه های غیرعادی حیوانات برای فرار را آشکار کرده است، شیوه هایی که با شیوه های فرار شخصیتهای فیلم انیمیشن “ماداگاسکار” شباهت زیادی دارند.
در فیلم “ماداگاسکار” گروهی از حیوانات برای فرار به دل طبیعت وحشی از باغ وحش پارک مرکزی نیویورک فرار می کنند. در این فیلم شیری به نام “الکس” طی نقشه ای حساب شده با کمک دوست زرافه اش “ملمن” از دیوار باغ وحش بالا رفته و به آن سوی دیوار فرار می کند در حالی که اسب آبی به نام “گلوریا” مستقیما به سمت دیوار دویده و پس از خراب کردن آن مسیر خود و زرافه را برای فرار باز می کند.
داستان این فرار کاملا خیالی به نظر می آید اما حیوانات واقعی باغ وحشها نیز برای رهایی از اسارت از باغ وحش به اندازه همتاهای کارتونی مصمم و کاردان به نظر می رسند.
شیوه های فرار این حیوانات که به تازگی طی تحقیقاتی بر روی باغ وحشهای انگلیس آشکار شده است دامنه ای گسترده دارد.
از جویدن حفره ای بر روی دیواره یا کف قفس گرفته تا عبور آکروباتیک از روی حصارها یا گذشتن از میان خاکریزها، این حیوانات به راحتی از خطاهای مراقبان خود به عنوان فرصت فرار استفاده کرده و از هر موقعیتی از جمله باز ماندن سهوی در قفسها برای عملی ساختن نقشه فرار خود استفاده می کنند.
● از شیوه های جالب توجه حیوانات مختلف که در باغهای وحش مشاهده شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:
▪ یوزپلنگی به نام “آکیا” از حصار الکتریکی خورشیدی به ارتفاع ۲.۵ متر که دچار نقص فنی شده بود بالا رفته و اقدام به فرار از باغ وحش هامرتون کرده بود که پس از گزارش پسر بچه ای ۹ ساله، “آکیا” دوباره به قفسش بازگردانده شد.
▪ گروهی از “Dholeها”، نوعی سگ وحشی آسیایی، حصار قفس خود را جویده و به بیرون از پارک حیات وحش “هولتز” فرار کردند. تنها تعدادی از این حیوانات به باغ وحش بازگردانده شده و بقیه آنها در جنگلهای اطراف پراکنده شدند.
▪ گرگی در پارک حیات وحش “کومب مارتین” حصارهای فلزی را به اندازه ای جویده بود تا حفره ای در آن ایجاد شده و توانسته بود از میان آن حفره فرار کند.
▪ کانگوروی “والابی” در همین باغ وحش نیز از فرصت باز ماندن در قفسش استفاده کرده و پا به فرار گذاشته بود و مسئولان باغ وحش برای چندین روز قادر به یافتن این کانگوروی فرصت طلب نبودند.
▪ یک بوفالوی جنگلی ۵۶۵ کیلوگرمی چنان ضربه ای به حصار قفسش در باغ وحش “مارول” در وینچستر وارد کرده بود که بخشی بزرگ از آن را از جا کنده و زیر پاهایش له کرده بود با این حال فرار این جاندار عظیم الجثه با موفقیت به پایان نرسید.
▪ میمون کاکل دار ماکاکو برای فرار از جزیره ای که در باغ وحش “مارول” برایش ساخته بودند، دل را به دریا زده و خود را به میان آبهای اطراف جزیره اش انداخته بود اما تنها توانسته بود خود را به نقطه ای دیگر از باغ وحش برساند.
▪ فلامینگویی در همین باغ وحش نیز از غفلت نگهبانان در بسته نگه داشتن بالهایش استفاده کرده و برای فرار از راه حل طبیعی به نام پرواز استفاده کرده بود.
“کریس نیومن” متخصص گونه های جانوری غیر بومی می گوید: “حیوان، حیوان است، بسیاری از آنها بسیار فضول و کنجکاوند این نشانه ای از شدت فرصت طلبی آنها است.”
یکی از مخاطره انگیزترین پروژه های فرار حیوانات باغ وحشی به نام “پیتر” به ثبت رسیده است، پاندای سرخی که نیمه شب از حصار قفسش در باغ وحش لندن به بیرون گریخته و در میان پارک “رگنت” از درختی بالا رفته بود.
مسئولان باغ وحش در همان نیمه شب از فرار “پیتر” آگاه شده و تلاش کردند با غذا او را فریب داده و به پایین درخت بکشانند.
اما پس از اینکه مسئئولان دیدند “پیتر” گول غذاها را نمی خورد، ناچار شدند به سمت وی گلوله بیهوشی شلیک کرده و او را از درخت پایین بکشند.
باغ وحشهای انگلستان برای کنترل و مقابله با این فرارهای برنامه ریزی شده و گاه زیرکانه باید در سال چهار مانور فرار اجرا کنند که طی آن تعدادی از کارمندان باغ وحش نقش یکی از حیوانات را بازی خواهند کرد که از قفسهایشان متواری شده اند؛ در حالی که دیگر کارمندان باغ وحش به جستجوی آنها خواهند پرداخت.
ما داریم با تولید گازهای گلخانه ای، تغییرات زیست بوم، مصرف بی رویه مواد غذایی و حتی استفاده از آنها به عنوان سوخت تعادل حیات روی زمین را به هم می زنیم.
آیا این تغییرات به انقراض نسل انسان منجر خواهند شد؟
نمی شود هشدار محققی مانند فرانک فِنِّر را در مورد انقراض نسل انسان دست کم گرفت. او یک دانشمند کامل و فوق العاده است، کسی که کمتر شاهد حضور امثال او در علم مدرن بوده ایم.
از یک ویروس شناس برجسته که نقش مؤثری در ریشه کنی آبله داشته گرفته تا یک بوم شناس انسانی که «مرکز مطالعات زیست محیطی و منابع» را در دانشگاه ملی استرالیا پایه گذاری کرده، باید گفت فِنِّر یک دانشمند تمام عیار است.
با این پیش زمینه، زمانی که او در گفتگو با یکی از روزنامه های استرالیا، انقراض نسل انسان را تنها در خلال یک قرن آینده و آن هم به دلیل ناتوانی ما در مهار گرمایش جهانی پیش بینی می کند، صحبت های او می توانند کاملا نگران کننده باشند.
ادامه مطلب ...یک مطالعه در آسیا نشان میدهد آسم و آلودگی هوا ممکن است خطر خودکشی را افزایش بدهند.
به گفته محققان تایوانی، از هر 14 مورد خودکشی در این کشور ممکن است یک مورد به دلیل آسم اتفاق بیفتد که نزدیک به 10 درصد از کودکان را به خود دچار میکند.
یکی دیگر از فاکتورهای تاثیر گذار در این مورد آلودگی هواست.
دکتر وین کاتون روانپزشک دانشگاه واشنگتون در سیاتل در این باره گفت: به طور کلی خودکشی موضوع بسیار ناراحت کنندهایست. قبلا دانشمندان متوجه شده بودند که بیماری آسم در بروز خودکشی نقش مهمی دارد، اما برای اولین بار محققان به این نتیجه رسیدند که کیفیت هوا هم میتواند فاکتور مهمی در این پدیده شوم به حساب بیاید.
ذرات آلوده کننده هوا مانند دود سیگار، گرد و غبار ، فلزات سنگین و مانند آنها میتوانند باعث آزردن مسیر هوایی شده و بدتر شدن وضعیت بیماران آسمی شود. چند تحقیق دیگر هم نشان داده است که این ذرات به بروز بیماریهای قلبی مرتبط هستند. اما این موضوع که چرا این فاکتورها میتوانند باعث افزایش احتمال خودکشی شوند هنوز مشخص نیست.
یک احتمال این است که بدتر شدن سلامت یک فرد میتواند در بروز خودکشی موثر باشد که بیماریهای مزمن در این میان اهمیت زیادی دارند.
دانشمندان معتقدند مشکلات روانی یک فرد با بدتر شدن شرایط جسمانی افزایش پیدا میکنند و به همین دلیل افرادی که دچار بیماریهای مزمن هستند باید حتما در مورد داشتن علائم بیماریهای روانی مانند افسردگی و ناامیدی تحت نظر پزشک قرار داشته باشند..
در یک مطالعه، محققان 4 هزار خودکشی را در شهرهای بزرگ کره جنوبی بررسی کردند و متوجه شدند ذرات آلوده کننده هوا احتمال خودکشی را تا 10 درصد افزایش میدهند.
تقریبا از هر 100 هزار نفر در کره جنوبی، 23 نفر دست به خودکشی میزنند.
کارشناسان معتقدند آلودگی هوا میتواند باعث بروز مشکلات قلبی و از سوی دیگر بروز علائم شدید افسردگی در انسان شود. آلودگی هوا باعث میشود برداشت یک فرد از وضعیت سلامت خودش دستخوش تغییر شود که این نیز به نوبه خودش میتواند باعث بروز مشکلات روانی شود.
در تحقیقی که روی 163 هزار دانشآموز مدرسه در طول 12 سال انجام شد، دانشمندان در کمال شگفتی متوجه شدند خطر مرگ این کودکان در اثر بیماریهایی مانند سرطان و مشکلات قلبی چندان افزایش پیدا نمیکند. اما در عوض این بیماری میتواند خطر اقدام به خودکشی را افزایش دهد.
رویترز ، 15 جولای
گوریلها هم مانند ما میتوانند بازیهای اجتماعی و تغییر نقش افراد در بازی را درک کنند و به تناسب نقش خود در بازی رفتار کنند، گاهی تعقیب کنند، گاهی تعقیب شوند! بازی گوریلها مثل انسان ارزش رقابتی دارد.
بازیهایی مثل قایم موشک، گرگم به هوا و نجات، به نوعی یک موقعیت اجتماعی را به وجود می آورند که افراد در آن شرایط برابری ندارند. به علاوه هر کس بسته به موقعیتی که در آن قرار میگیرد و نقشی که در بازی دارد، رفتار متفاوتی هم باید داشته باشد. خب، ظاهرا فقط ما انسانها نیستیم که این را میفهمیم.
یکی از عناوین اول خبری خود را به یافته تازهای در مورد گوریلهای بزرگ اختصاص داده است که برای اولین بار رفتار این موجودات را در موقعیتهای اجتماعی نابرابر در زندگی واقعی آنها، و نه در آزمایشگاه، بررسی کرده است.
بر اساس این مطالعه، گوریلهای بزرگ در بازی خود به هم دست میزنند و فرار میکنند و بقیه او را تعقیب میکنند. در این بازی، موقعیت گوریل از تعقیب کننده به تعقیب شونده تغییر میکند و گوریل این تفاوت را خوب میفهمد. به گفته محققین، برای گوریلها هم درست مانند انسانها، این بازیها ابزاری برای گرفتن امتیازهای رقابتی است.
دانشمندان بالاخره پاسخ این معمای قدیمی را که تخم مرغ اول بوجود آمده است یا مرغ پیدا کردند.
واحد مرکزی خبر به نقل از سی ان ان گزارش داد، دانشمندان در انگلیس در مطالعاتشان روی پوسته تخم مرغ موفق شدند پاسخ این معمای قدیمی را پیدا کنند.
آنها در مطالعاتشان دریافتند که تخم مرغ بدون پروتئین موجود در تخمک مرغها تشکیل نمی شود زیرا این پروتئین از عناصر مهم در پوست تخم مرغ است.
از این رو دانشمندان نتیجه گرفتند که مرغ اول بوجود آمده است اما اینکه مرغ خود از کجا بوجود آمده است همچنان یک معماست.
پرندهها در هر کاری که خنگ به نظر برسند، اغلب برای نگهداری از جوجههایشان تا حدی از هوش خوبی برخوردارند و به زندگی جوجههایشان و در نتیجه امنیت تخمهایشان اهمیت میدهند. حتی به طور طبیعی هم بسیاری از پرندهها ویژگیهای خاصی در این زمینه دارند، مثلا اگر روی زمین لانه میسازند، اغب رنگ تخمها به گونهای است که توجه شکارچیان را جلب نکند.
اما وقتی داستان به قرقاولها میرسد، کلا عوض میشود. به گزارش نیوساینتیست، قرقاولها در جنگلهای انبوه و البته پر از شکارچی تخم میگذارند، اما بدون هیچ حفاظی، هر جا که باشد، آن هم با رنگ براق و چشمگیری که این تخمها دارند. در نگاه اول به نظر میرسد قرقاولهای احمق باید با این رفتارشان خیلی زود منقرض میشدند، اما در واقع آنها خیلی هم قدیمی هستند.
متخصصان حیات وحش اعلام کردند انسانها سنجابهای سرخ را با محبت شدید خود می کشند زیرا باکتری هایی که از دست و بدن انسان به غذای این جانداران منتقل می شودمنجر به مرگ این جانداران زیبا خواهد شد.
باکتری هایی که بر روی پوست بدن و دست انسانها وجود دارند مقصر مرگ ناشی از عفونت و بیماری بسیاری از سنجابهای سرخ شناخته شده است. با این همه دانشمندان مستقیما اشاره نکرده اند که آیا عفونت عامل اصلی مرگ سنجابها بوده است یا نه.
متخصصان حیات وحش در انگلستان اعلام کردند این پدیده به ویژه در منطقه "Isla of Wight" مشاهده شده است، منطقه ای که به سنجابهای سرخ تعلق داشته و ساکنان آن معمولا غذای این جانداران زیبا را تامین می کنند.
باکتری Staph A از انواع باکتری هایی است که معمولا در بدن انسان به ویژه در بینی یا پوست یافت می شود. گزارشی که به تازگی در یکی از نشریات تخصصی حیات وحش منتشر شده نشان می دهد نشانه های بیماری های ناشی از این باکتری ها در سال 2007 و 2008 در 11 سنجاب مرده ساکن این منطقه مشاهده شده است.
این گزارش می گوید مردم ساکن منطقه از روی علاقه به سنجابها معمولا غذای مورد نیاز آنها را تامین می کنند و از این رو مخازن غذای این جانداران به باکتری Staph A آلوده شده و این جانداران از محبت انسانها کشته می شوند.
به گفته "ویک سیپسون" از متخصصان حیات وحش "کورنوال" سنجابهای سرخ یا با بیماری جدیدی دست به گریبان شده اند و یا در اثر ابتلا به باکتری های انسانی از بین می روند. به هر حال سنجابهایی که از ایمنی بدنی پایین تری برخوردارند، بیشتر مستعد ابتلا به این بیماری هستند.
از این رو از ساکنان منطقه خواسته شده قبل از غذا دادن به سنجابهای سرخ دستکش به دست کنند و یا دست خود را به خوبی شستشو دهند. به گفته متخصصان در گذشته چنین مشکلی در غذا دادن به پرندگان نیز به وجود آمده بود.
بر اساس گزارش تلگراف، سنجابهای سرخ در حال حاضر نسبت به سنجابهای خاکستری تحت فشار بیشتری بوده و نسبت به آنها بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های کشنده قرار دارند.
تکاملی 15میلیون ساله باعث شده است زرافهها بلندترین گردن را میان جانوران روی زمین داشته باشند. این تکامل حاصل از نیاز آنها به تأمین غذا است یا به بخشی از گزینش جنسی در این حیوانات برمیگردد؟
حدود 15میلیون سال پیش، گیاهخوارانی شبیه بزهای کوهی در دشتهای خشک آفریقا زندگی میکردند که هیچ ویژگی آناتومی منحصربهفردی نداشتند. تنها نکته این بود که تعدادی از آنها گردنهای کمی بلندتری داشتند.
اولین نمونهها از زرافههایی شبیه به زرافههای امروزی که حاصل تکاملی 9میلیون ساله بودند، حدود 6میلیون سال پیش ظاهر شدند. حیات گونه امروزی زرافه تنها 1میلیون سال قدمت دارد. قد این گونه که بلندترین حیوان ساکن خشکی به شمار میرود، بین 4.5 تا 5 متر است که نیمی از آن به گردن بلند زرافه تعلق دارد.
اغلب عامل این تکامل را رقابت بر سر غذا و نیاز به دسترسی به شاخههای بلندتر درختان میدانند. اما از آنجا که زرافهها برای نزاع هم از این گردنهای بلند استفاده میکنند، میتواند این تکامل به آنها در برتری حین رقابت بر سر قلمرو و زرافههای ماده نیز کمک کند.
تعداد اندک درختان بلند موجود در دشتهای آفریقا و عدم نیاز به گردنکشیدن برای دسترسی بهتر به غذا حتی حین خشکسالی این نظریه را تقویت میکند.
بلندترین گردن روی زمین به مامنکیزاروس متعلق بوده است. طول گردن این دایناسور گیاهخوار حدود 9متر یعنی تقریبا 4 برابر گردنهای زرافههای امروزی بوده است. با این حال فاصله قلب زرافه تا مغز این حیوان حدود 2متر است و در نتیجه خون برای جابجایی در این حیوان هم به فشار بسیاربالایی نیاز خواهد داشت.
ادامه مطلب ...یک کارشناس حیوانات هشدار داد شرایط روحی خرس قطبی سرراهی که از چند سال قبل ستاره باغ وحش برلین است مناسب نیست و با احتمال خطر ابتلا به جنون مواجه است. | |
به گزارش خبرگزاری مهر، "نات" خرس قطبی است که سال 2006 در اسارت متولد و بلافاصله پس از تولد از سوی مادرش طرد شد. این خرس از زمان تولد تحت مراقبت توماس دوئرفلین قرار داشت اما این متصدی باغ وحش برلین دو سال قبل درگذشت. اکنون یک کارشناس حیوانات با بررسی این حیوان هشدار داد که نات شروع به نشان دادن مشکلات رفتاری شامل حملات وحشت گزدگی، خرناسهای بی دلیل و غیرعادی، حرکات مداوم در قفس بدون جهت یا هدف مشخص کرده است. به طوری که رفتارها آینده زندگی مشترکش با "جانا" همسرش را هم در معرض خطر قرار داده است. این کارشناس با بررسی 34 خرس قطبی در 11 باغ وحش آلمان دریافت که 27 حیوان از اختلالات رفتاری رنج می برند اما علائم بیماری نات نگران کننده تر از سایر خرسهای قطبی در اسارت است. به گفته این کارشناس، خرسهای قطبی که در آلمان در اسارت به سر می برند رقم مرگ بسیار بالایی دارند به طوری که 75 درصد آنها در جوانی می میرند و رقم مرگ در کودکی نیز در میان این خرسها بسیار بالا است (61 درصد قبل از رسیدن به یک سالگی می میرند). همچنین رقم تولد در اسارت نیز در بین این حیوانات بسیار پایین است. این خرسها در موارد بسیاری بیماریهای پوستی را توسعه داده و مقدار زیادی از موی بدن خود را از دست می دهند اما این علائم در مورد نات بسیار شدیدتر بروز یافته است. این حیوان همچنین به روشی بسیار خشن زبان خود را حتی 200 تا 300 بار در روز از دراز می کند. براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، این خرس قطبی سرراهی رفتارهای بسیار ناهنجاری دارد که می تواند به دلیل شرایط اسارت زودرس آن باشد. این حیوان هرگز مادر را احساس نکرده و به همین دلیل از نظر روحی- روانی بسیار ضعیف است. | |