تحقیقات نشان میدهد مردان چشم قهوهای دارای خصوصیاتی در صورتشان هستند که آنها را خشنتر از دیگران نشان میدهد.
تحقیقات جدید نشان میدهد مردان چشم قهوهای دارای خصوصیاتی در چهره خودشان هستند که آنها را نسبت به مردان چشم آبی خشنتر و سلطهگرتر نشان میدهد.
دانشمندان کشور چکوسلاواکی از یک گروه 62 نفره خواستند تا به تصاویر 80 صورت شامل 40 مرد و 40 زن بنگرند و میزان خشونت آنها را تخمین بزنند. سپس آنها این صورتها را با کمک فوتوشاپ تغییر داده و صورت چشمآبیها را با چشم قهوهایها جابه جا کردند. سپس گروه دیگری این تصاویر را از لحاظ خشونت رده بندی کردند.
در هر دو مورد نتایج به دست آمده تقریبا یکسان بود. تصاویر چشم قهوهایها در هر دو گروه جدیتر و سلطهگرتر نسبت به چشمآبیها رده بندی شد، حتی اگر رنگ چشمان آنها تغییر میکرد.
این حالت در صورت زنان برقرار نبود و به همین دلیل دانشمندان معتقدند شکل صورت مردان چشم قهوه ای به شکلی است که آنها را خشنتر نشان میدهد .
کارل کلیسنر از دانشگاه چارلز در این باره گفت: به طور متوسط مردان چشم قهوه ای دارای چانهها و دهان پهنتر هستند، بینی بزرگتری دارند و فاصله بین ابروها و چشمان آنها از هم بیشتر است.
نکته رمزآلود این است که چرا رنگ چشمان میتواند باعث بروز این خصوصیت در صورت یک فرد شود.
روانشناس جونیز بندیکت از دانشگاه آبردین در اسکاتلند در این باره گفت: این یافته بسیار شگفت انگیز است. محققان معتقدند بین 6 هزار تا 10 هزار سال پیش افراد چشم آبی وجود نداشتند و در نتیجه یک جهش ژنتیکی انسانهای با چشم آبی رنگ به دنیا آمدند.
در حال حاضر نزدیک به 6 ژن وجود دارند که در تعیین رنگ چشم یک فرد تاثیر گذار هستند. یکی از حدسهای دانشمندان این است که شاید همان ژنها که روی رنگ چشم تاثیر گذارند میتوانند خصوصیات دیگر چهره را هم تعیین کنند.
شاید توضیح دیگر این باشد که پسران با رنگ چشمان متفاوت رفتارهای متفاوتی را از جامعه میبینند که این رفتارها میتواند تاثیرات ماندگاری روی آنها داشته باشد.
شیوه برخورد اجتماعی با یک فرد میتواند تعادل هورمونی او را تغییر دهد که این موضوع نیز به نوبه خود روی شکل ظاهری یک فرد تاثیر زیادی دارد.
عصر یخبندان دوران پارینهزیستی، قدیمیترین عصر یخبندانی است که تاکنون بشر موفق به شناسایی آن شده است. کره زمین در این دوران تنها 2میلیارد سال عمر داشته و زندگی روی آن به حیات در اشکال تک سلولی منحصر میشده است. به نظر میرسد زمین در آغاز این دوران، زمانی بین 2.3 تا 2.4میلیارد سال پیش با عصر یخبندان بسیار سختی روبرو بوده که یکی از دورههای «زمین گلوله برفی» به شمار میرود. محققان علت ظهور این عصر یخبندان و شدت آن را کاهش دیاکسیدکربن جو زمین به دلیل خاموشی 250میلیون ساله آتشفشانها و کاهش اثر گلخانهای ناشی از آن میدانند.
ا
شاید به طور کاملا تصادفی، اغلب خبرگزاریها اولین عناوین خبری دیروز خود را به خبرهای رنگارنگ و متنوع در مورد بدن انسان، خصوصا حوزه ژنتیک اختصاص داده بودند. برای نمونه با خبر ساینسدیلی ادامه میدهیم، شما چه جور غذاهایی را دوست دارید؟ کم نمک، خوش نمک،... فکر میکنید چرا ذائقه نمکی ما اینقدر متفاوت است؟ خب به نظر میرسد باید از ژنها بپرسیم. بر اساس این گزارش، ما بسته به ژنتیکی که داریم طعم نمک را تشخیص میدهیم. اما نتیجه چنین مطالعهای به چه دردی میخورد؟ خب با تبلیغات گسترده جدید علیه نمک و تشویق فراوان به کاهش مصرف نمک، خیلیها با ذائقه خود دچار مشکل شدهاند. با فهم دلیل ترجیح غذاهای خوشنمک، میتوان راهی پیدا کرد که افراد هم از غذای خود لذت ببرند و هم از نمک فراوان آسیب نبینند.
این روزها خبرهای زیادی در مورد مریخ به گوش میرسد. حالا که معلوم شده روزگاری یک سوم مریخ را آب گرفته بوده است، جستجو به دنبال نشانهای از حیات روی همسایه سرخ زمین جان تازهای گرفته است و توجههای بیشتری را به خود جلب کرده است. نیوساینتیست در گزارش جالبی به سراغ راستگرد بودن حیات روی مریخ رفته است. البته شاید بدانید که راستگردی و چپگردی یا بهتر است بگویم چپبرتری و راستبرتری محدود به انسان یا برخی دیگر از موجودات زنده نمیشود. در واقع اسیدهای آمینه، قندها و سایر مولکولها در طبیعت به هر دو شکل راستگرد و چپگرد میتوانند وجود داشته باشند. اما حیات یک نوع آن را انتخاب میکند، مثلا همیشه از گلوکزهای راستبرتر استفاده میکند. محققین نشان دادهاند که باکتریها اسید لاکتیک راستبرتر و برعکس آلانین چپبرتر را ترجیح میدهند، در حدی که سازگار شدنشان با نسخههای قرینه این مولکولها مدت زمان زیادی میبرد. خلاصه این که نمونههای مریخی نشان میدهد که اگر حیاتی روی مریخ وجود داشته باشد، ترجیح میدهد که از مولکولهای راستبرتر استفاده کند.
هر چه از آغاز فاجعه نفتی خلیج مکزیک میگذرد، نتایج مخرب آن آشکارتر میشود. علیرغم این که بریتیش پترولیوم متعهد شده است که به آسیبدیدگان مستقیم و غیرمستقیم این فاجعه غرامت بپردازد، اما به ماهیها، پرندگان و سایر موجودات دریایی که جان خود را از دست دادهاند یا با شرایط موجود به زودی در خطر مرگ قرار خواهند گرفت هم میتوان نقدا غرامت پرداخت؟ یا با پرداخت چه قدر پول میتوان اکوسیستم منطقه را اصلاح کرد و آبهای منطقه را از تبدیل شدن به منطقه غیرقابل حیات نجات داد؟ اسوشیتد پرس در گزارش دیروز خود به رفتار تازهای در بین آبزیان منطقه اشاره کرده است. درست مانند وقتی که جنگل آتش میگیرد و حیوانات میگریزند، . دلفینها، کوسهها، خرچنگها، شاهماهیها و انواع ماهیهای ریز و درشت به باریکه آبهای تمیز کنار ساحل پناه آوردهاند. اما چه قدر میتوانند در این باریکه دوام بیاورند؟ به علاوه فرار آبزیان نشاندهنده این است که عمق فاجعه چهقدر زیاد است.