ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
وجود آرامگاه فردوسی در شهر توس مشهد برای همه ایرانیان شناخته شده است اما کمتر کسی است که نام روستای پاژ، زادگاه وی را شنیده باشد یا از وجود خانه او در این مکان مطلع باشد.خانهای که در انتساب آن به فردوسی حرف و حدیثها و تردیدهایی وجود دارد. در این که روستای پاژ زادگاه ابوالقاسم فردوسی است، شکی نیست و همه به آن اذعان دارند، ولی انتساب خانهای که روی تپهای بلند قرار دارد و به ثبت ملی نیز رسیده به خانه فردوسی محل شک و تردید است.
اهالی روستا آن خانه را متعلق به فردوسی میدانند ولی مسوولان میراث فرهنگی نسبت چنین خانهای که قدمت 100 ساله دارد به حکیم توس را با دیده تردید می نگرند.
بنابر روایات، حماسه سرای نامی ایران و صاحب شاهنامه در سال 319 شمسی (329 قمری) یعنی یکهزار و 72 سال پیش در روستای پاژ تولد یافت اما ساختار خانه و نوع مصالح بکار رفته در آن به گونه ای است که بعید به نظر می رسد چنین عمری طولانی داشته باشد اما هرچه باشد پاژ زادگاه سخن سرای مشهور زبان پارسی است.
روستای تاریخی پاژ که شاید مردم نامش را فقط از رسانهها شنیده باشند و کمتر کسی به قصد دیدن، راهی این روستا شده باشد در 15 کیلومتری شمال شرقی مشهد و در تقاطع جاده کلات و کارده قرار دارد، هرچند از جاده کناری آرامگاه فردوسی در توس نیز میتوان با طی مسافتی حدود شش کیلومتر، بهشکل غیرمستقیم به این روستا رسید، اما بیتوجهی به این گنجینه ملی به حدی است که نه در جاده اصلی و نه در مسیری که از آرامگاه فردوسی آغاز میشود، هیچ تابلویی برای راهنمایی گردشگران و علاقهمندان رسیدن به این روستا دیده نمیشود. شاید اگر اهالی روستا در مسیر نباشند هیچ کس نتواند به درستی راه روستا را بیابد.
تنها تابلویی که میتوان از روی آن از رسیدن به این روستا اطمینان یافت، تابلویی است که توسط دهیاری روستا در حاشیه مسیر کلات به مشهد نصب شده است و ورود به روستای پاژ را خوشامدمیگوید.
نشانی از فردوسی نیست
این روستا با 800 هکتار مساحت و 700 نفر جمعیت یک خیابان اصلی به نام فردوسی دارد که از جاده کلات منشعب میشود و خیابانهای فرعی آن نیز براساس همین خیابان اصلی شمارهگذاری شدهاند.
چند کیلومتری که در حاشیه جاده کلات از روستا دور میشوید، یک ساختمان نیمه مخروبه بر بالای تپهای که شبیه پرتگاه است، خودنمایی میکند؛ خانهای که روستاییان میگویند خانه فردوس در توس است؛ فقط روستاییان، چرا که نه هیچ نام و نشانی دارد و نه هیچ تابلو و محافظ یا هر چیزی که نشان دهنده حرمت و عظمت این مکان تاریخی باشد و گردشگران را به سمت خانه هدایت کند. البته اگر بتوانی خودت را به بالای پرتگاه و درون خانه برسانی تا دلت بخواهد روی دیوارهای گچیاش اسم فردوسی با زغال و گچ و رنگ حک شده است.
گرچه این خانه در اسفند 1379 به عنوان یک بنای تاریخی ثبت ملی شده است، ولی گردشگران برای پیدا کردن آن مجبورند از مردم سوال کنند.
با رسیدن به خانه فردوسی منظره چشمنوازی دیده نمیشود. یک چهاردیواری کوچک با تاقچه و تزیینات گچی ساده که قدمت آن به دوران پهلوی میرسد، تنها دارایی خانه فردوسی است. اینجا چیزی که بیش از همه جلب توجه میکند، یادگاریهایی است که روی دیوارهای گچی نوشته شده و به زحمت میتوان در میان انبوه نوشتهها، جای خالی یافت.
ساختمان خانه نیز روزگار خوشی را سپری نمیکند و به مرمت اساسی نیاز دارد. قرار گرفتن خانه بر بالای تپه، جلوه زیبایی برای آن ایجاد کرده است. در حالی که بنا بجز قدمت کهن آن، ویژگی برجستهای ندارد و تنها نام فردوسی است که به آن اهمیتی ویژه بخشیده است.
در روستای پاژ که آن را با نام فردوسی میشناسند، جز نام برخی خیابانها، هیچ اثری از زندهکننده زبان پارسی دیده نمیشود.در نزدیکی خانه فردوسی خانههای خرابشده زیادی وجود دارد، هرچند در یکی دوتای آنها هم به نظر زندگی جریان دارد.
یکی از اهالی روستا می گوید:«30سال پیش گفته بودند حق ندارید نزدیک خانه فردوسی خانه بسازید، چون این اثر تاریخی است و باید حفظ شود، ولی حالا دیوار به دیوارش خانه ساختهاند و هیچکس نیست از آن حفاظت کند. من مطمئنم برف و باران کار این بنای تاریخی را تمام میکند.»
به گفته مردم منطقه، این روستا بهشکل غیربرنامهریزیشده، بازدیدکنندگانی را بویژه در ایامی مانند نوروز از نقاط مختلف و حتی سایر کشورها دارد؛ اما دیدن این وضعیت در زادگاه یکی از بزرگترین مشاهیر ایران جلوه خوشی ندارد. بنابراین لزوم سرعت بخشیدن به برنامههایی که برای افزایش ظرفیت گردشگری این روستا در نظر گرفته شده است، اهمیتی دوچندان دارد.
خانهای که به حال خود رها شده است
محسن قاسمپور، یکی از بازدیدکنندگان مشهدی آرامگاه توس که تا به حال خانه فردوسی را ندیده با بیان اینکه این خانه به جهت انتسابش به فردوسی برای ما ارزشمند است، میگوید: امروز بر سر خانههای قدیمی شهر مشهد جنگ است، حال نمیدانم چرا خانه فردوسی و زادگاهش را به حال خود رها کردهاند!
دهیار پاژ نیزبه «جامجم» میگوید: اینکه خانه فردوسی در روستای پاژ قرار دارد یک حقیقت است و محققان داخلی و خارجی برای تبدیل این منطقه به یک منطقه گردشگری سرمایهگذاریکردهاند.
خانم حسینیان با تاکید بر اینکه بنیاد فردوسی تحقیقات مستندی درخصوص خانه فردوسی انجام داده است تصریح میکند: این بنیاد با رویکرد احیای زادگاه فردوسی شکل گرفته و هم اکنون در حال پیگیری است.
در همین حال سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی ضمن تایید چنین خانهای روی تپه تاریخی پاژ، با یک پاسخ صریح به تمام شک و تردیدها درباره انتساب این خانه به فردوسی پایان میدهد و میگوید: این خانه قدیمی در اواخر دوره قاجار و بین سالهای 1280 تا 1300 هجری قمری به دستور حاج کریم اسدالله، کدخدای روستا ساخته شده است.
مجتبی رجایی با اشاره به اینکه مصالح به کار رفته در این خانه شامل خشت خام با ملات گل، اندود گچ، پوشش مسطح چوب و کاهگل در سطوح بیرونی است، میافزاید: این خانه دو طبقه دارد، طبقه همسطح دارای یک اتاق و انباری بزرگ (به مساحت هشت در چهار متر) و یک اتاق کوچک (به مساحت چهار در چهار متر) که به عنوان نشیمن بوده و طبقه بالا تنها یک اتاق بزرگ (به مساحت 10 در چهار متر) با سه پنجره رو به شرق و در ورودی به طرف جنوب را شامل میشود. داخل اتاق بزرگ نیز با تزیینات گچبری، چوبتراش و تاقچههای گچی آراسته شده است.
وی با اشاره به اینکه ورثه مرحوم کریم اسدالله و چندی از بزرگان پاژ در یک جلسه با شرط مرمت، این بنا را در اختیار اداره کل میراث فرهنگی قرار دادند، تصریح میکند: بر همین اساس مصوب شده از محل اعتبارات سال 90 معاونت میراث فرهنگی استان نسبت به مرمت، استحکام بخشی و احیای خانه مذکور اقدام شود.
رجایی با بیان اینکه در حال حاضر مراحل واگذاری مالکیت این خانه از اشخاص به میراث فرهنگی در حال انجام است، میگوید: هر چند انتساب این خانه که 100 سال قبل ساخته شده به ابوالقاسم فردوسی غیرمنطقی به نظر میرسد! اما با توجه به شاخص بودن بنا در پاژ و مورد توجه عموم قرار گرفتن آن، محل مذکور را مرمت خواهیم کرد و پس از مرمت تصاویری با موضوعات فردوسی در این مکان نصب خواهد شد.
خانه متعلق به فردوسی نیست
رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی نیز با بیان اینکه ساخت این خانه مربوط به دوران معاصر است و هیچ شاخصه معنوی خاصی هم ندارد، میگوید: این خانه متعلق به یکی از افراد متمول و متمکن بوده و به خاطر نوع معماری و تزئینات خاصش در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
محسن لشکری با بیان اینکه پاژ قطعا زادگاه فردوسی است، اما هیچ سند قاطعی مبنی بر انتساب این خانه به فردوسی وجود ندارد، میافزاید: احتمالا صاحب این خانه علاقه وافری به فردوسی داشته و برنامههایی از قبیل شاهنامه خوانی در آن برگزار میکرده یا اینکه اصلا این خانه را به خاطر تعلق خاطر به فردوسی به نام و یاد او ساخته و در میان مردم هم شهرت یافته است.
اما به هر حال چه آن خانه، واقعا خانه فردوسی باشد و چه منتسب به او، در اینکه پاژ زادگاه این شاعر بزرگ و نامدار ایرانی است هیچ شک و تردیدی وجود ندارد، امری که میتواند این مکان را همچون آرامگاهش به یکی از قطبهای گردشگری کشور و حتی جهان تبدیل کند، اما متاسفانه مورد غفلت و بیتوجهی فراوانی قرار گرفته است.
این در حالی است که سال گذشته هزارمین سال پایان سرایش شاهنامه بود، اما علاوه بر پابرجا ماندن دکلهای برق در توس و گازکشی در منطقه که مانع ثبت جهانی آن شده است، زادگاه فردوسی نیز همچنان مورد بیمهری است و مصوبات مسوولان در حد حرف و تنها روی کاغذ مانده است تا زادگاه این حافظ زبان پارسی نیز همچون وجود نازنین خودش که گفت: «بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی»، در سختی و مهجوریت روزگار بگذراند.