ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
"پاریسولا لامپسوس"، معشوقه یونانی صدام برای اولین بار در یک گفتوگوی مطبوعاتی گفت: زمانی که صدام در کنار من بود، احساس هیجان میکردم. ما بعضا با یکدیگر غذا میخوردیم و اسبسواری میکردیم.
معشوقه یونانی صدام در کتاب خاطراتش با عنوان "زندگی من با صدام" از جزئیات زندگی خود با دیکتاتور عراق پرده برداشت.
به نقل از خبرگزاری النخیل، "پاریسولا لامپسوس"، معشوقه یونانی صدام برای اولین بار در یک گفتوگوی مطبوعاتی گفت: زمانی که صدام در کنار من بود، احساس هیجان میکردم. ما بعضا با یکدیگر غذا میخوردیم و اسبسواری میکردیم.
معشوقه یونانی صدام که به مدت 30 سال با وی زندگی کرده در 16 سالگی برای اولین بار در یک مراسم در بغداد با صدام ملاقات کرد.
لامپسوس در این باره گفته است: زمانی که برای اولین بار صدام را دیدم، نمیدانستم که چه کسی است، اما زمانی که او را شناختم ابتدا احساس ترس کردم. در آن زمان ما همدیگر را دوست داشتیم، اما پدرم که یک تاجر یونانی مقیم عراق بود، با عشق ما مخالف بود به همین دلیل من را به یونان فرستاد و در آنجا ازدواج کردم تا از صدام دور باشم.
این مساله نتوانست لامپسوس را از صدام جدا کند و وی بعد از چند ماه به بغداد بازگشته و تصمیم میگیرد که صدام جزئی از زندگیاش باشد.
لامپسوس میگوید: صدام یک اتاق در قصر پر از هدیه و لباس به من داده بود. او مجبور نبود فردی را به کاری وادار کند، ترسناک بود به طوری که جرات نه گفتن به او را نداشتید. من بخشی از کلکسیون زنانش بودم. صدام سه زن رسمی و پنج معشوقه داشت. من هرگز نتوانستم او را ترک کنم. بارها از او خواستم به من اجازه دهد که بروم اما به صورتی جدی به من نگاه میکرد و میگفت تو همین جا در بغداد میمیری!
به گفته یک کارشناس هلندی امور عراق، به رغم تردیدهای زیادی که درباره واقعیت داستان لامپسوس وجود دارد، چیزی که در کتاب خاطرات وی مشاهده میشود، رعب و وحشتی است که نزدیکان صدام همواره از وی داشتهاند. تمام اطرافیان صدام همواره نگران زندگیشان بودند، چراکه زندگی آنها به تصمیم و تصور صدام، فرزندان و نگهبانانش از آنها بستگی داشت.
این کارشناس میافزاید: صدام و پسرانش از هیچگونه اعمال فشاری بر زنان و خانوادههایشان برای وادار کردن آنها به برقراری روابط جنسی با آنها ابا نداشتند.
اظهارات این کارشناس هلندی، کاملا با آنچه در کتاب خاطرات لامپسوس آمده، مطابقت دارد.
در ترجمه این کتاب که در یک مجله سوئدی منتشر شده، لامپسوس گفته است: بعد از ازدواج من، صدام بر زندگی خانوادگی من با همسر ثروتمند ارمنیالاصلم تسلط کامل داشت و کم کم بر املاک و خانهام به طور کامل تسلط یافت تا اینکه همسرم ناپدید شد و صدام خود را به من نزدیک کرد.
لامپسوس به تلویزیون هلند گفته است: زمانی که عدی، پسر صدام به دخترم تجاوز کرد، دست بسته ایستاده بودم و به خاطر ترس از صدام و پسرش جرات نداشتم کاری انجام دهم.
خالد سلیمان، یک کارشناس عراقی در موسسه "الذاکره" عراق میگوید: این زن منبع اطلاعاتی مهمی است و بعید نیست سازمان اطلاعات در راستای جمعآوری اطلاعات با لامپسوس تماس بگیرد.
به کمک مخالفان عراقی لامپسوس در سال 2001 به همراه دخترش به طور مخفیانه از عراق گریخت و در سوئد مستقر شد.
به گفته این کارشناس عراقی، داستان لامپسوس برای بررسی شخصیت صدام و روابطش با زنان بسیار مهم است. صدام یک دیکتاتور و خونخوار بود.