ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
در مصادراهل سنت برای دجال صفاتی ذکر شده است از قبیل 1ـ ادعای ربوبیت 2ـ عمر طولانی 3ـ همراه او آب و آتش است 4ـ کور را بینا کرده و برص را شفا میدهد 5ـ مرده را زنده میکند 6ـ کسی را میکشد آنگاه او را زنده میکند 7ـ با او بهشت و آتش است 8ـ با او نهری از آب سفید و نهری از آتش است 9ـ خواستهی او برآورده میشود. درباره دجال با این اوصاف، احتمالی وجود دارد؛ الف) دجال شخصی حقیقی است که کارهای خارقالعادهای را در قالب سحر و جادو انجام میدهد. ب) مقصود از دجال همان اسرائیل است. ج) مقصود از دجال همان شیطان (ابلیس) است. د) احتمال میرود که دجال همان سفیانی است که در روایات شیعه به خروج او در آخرالزمان تأکید فراوان شده است.
در ابتدا این احتمال به نظر میرسد که احادیث دجال از جمله اسرائیلیاتی باشد که در احادیث اهل سنت وارد شده است. زیرا اولاً: اثری از این احادیث در روایات اهل بیت (ع) به چشم نمی خورد ثانیاً: غالب احادیث دجال از کَعبالاحبار یهودی الاصل رسیده است و او کسی است که تمام افعال و اقوالش مشکوک به نظر میرسد. ثانیاً: این اعتقاد که مسیح منتظر خروج میکند و دجال را به قتل میرساند در عقاید یهود مشاهده میشود.
در هرحال بر فرض صحت این روایات، احتمال تأویل این روایات و رمزی بودن و جنبهی سمبلیک داشتن آنها زیاد است. سید محمد صدر میفرماید: دجال رمزی است از اوج تمدن و تکنیک غرب که با اسلام و مبانی آن ستیز دارد. تمدنی که درصدد به سلطه کشیدن هر انسانی است، ما به طور وضوح مشاهده میکنیم که چگونگی تمدن و تکنیک غرب مادیگرا در این عصر برتمام جوامع، حتی مسلمانان تسلط پیدا کرده است از بیانات استاد محمد طیّ، و نویسندهی مصری شیخ محمد فهیم ابوعبیه در تعلیقهی خود بر کتاب نهایه البدایه و النهایه نیز همین احتمال به دست میآید.
پیامبر (ص) به اصحاب خود فرمود که ایهاالناس! خدای متعال هیچ پیغمبری را مبعوث ننموده مگر اینکه قوم خود را از دجال ترسانیده است و خدای تعالی او را تا به زمان شما تأخیر نمود. پس امر وی بر شماها مشتبه نشود یعنی به الوهیت او، چنان چه ادعا خواهد کرد، معتقد نشوید زیرا که پروردگار شما کور نیست به درستی که اوبه درازگوشی که مابین دو گوشش یک میل راه است سوار شده و خروج میکند و با او بهشتی آتشی و کوهی از نان و رودخانهای پر از آب میباشد و اکثر تابعانش طایفهی یهود و زنان و اعراب میباشند. همهی اطراف زمین را میگردد مگر مکه و مدینه و سنگلاخهای اطراف آنرا[1].
دجال کیست؟
اصبغ بن نباته از امام علی (ع) پرسید یا امیرالمومنین! دجال کیست؟ حضرت فرمود که: آگاه باشید دجال، صائدبن صید است و شقی کسی است که او را تصدیق کند و سعید کسی است که او را تکذیب کند و در بلدهای که اصفهان نام دارد و از دهی که معروف به یهودیه است خروج میکند. چشم راستش از اصل، خلقت ندارد بطوری که گودی حدقهاش نیست و دیگرچشمش در پیشانیش است مانند ستاره صبح میدرخشد و در چشمش مانند یک پارچهی گوشت است گویاکه با خون ممزوج است و در میان دو چشمش، لفظ کافر نوشته شده بطوری که همه کس آن را میخواند، خواه نویسنده باشد و خواه نه. و به دریاها داخل میشود و آفتاب با وی سیر می کند، و در پیش رویش کوهی میباشد از دود و در پشت سرش کوه سفیدی میباشد که مردم فکر میکنند که آن طعام است و در ایام قحطی شدیدی خروج میکند، و به درازگوش سبز یا خاکستری رنگ سوار میشود، گام آن یک میل راه میباشد، زمین در زیر پایش پیچیده میگردد و از هر آبی عبور کند کشیده میشود و به طوری که جایش تا روز قیامت خشک میماند و به آواز بلند ندا میکند به نوعی که همهی جن و انس و شیاطین که ما بین مشرق و مغربند صدای او را میشنوند. چنین میگویدکه: ای دوستان من! به زودی بسوی من، آیید، منم آن کسی که مخلوقات را خلق نمود و ایشان را در محکم نمودن ترکیبشان، با هم مساوی گردانیدو اندازهی صورتها و هیأتهای آنها را تعیین کرد و اسباب معیشت و روزی آنها را آماده کرد و شما را به دین و معرفت و توحید خود هدایت کردم و منم پروردگار شما، که بر همهی اشیاء قادر است. این دشمن خدا اینها را دروغ میگوید، زیرا که او مردی است که طعام میخورد ودر بازارها راه میرود، و پروردگار شما کور نیست و طعام نمیخورد و راه نمیرود و از مکانی به مکان دیگر منتقل نمیشود. آگاه باشید! بدرستی که بسیاری از تابعان او در آن روز، اولاد زنا و صاحبان طیلسان سبز میباشند و آن پارچهای است مانند ردا که برسر و دوش انداخته میشود. خداوند عزوجل او را در شهر شام در بالای تلی که معروف است به تل افیق، سه ساعت از روز جمعه گذشته به دست کسی که عیسیبن مریم در پشت سرش نماز می گذارد به قتل میرساند[2].
آیا دجال ابن صیاد است؟
علمای اهل سنت اختلاف کردهاند در اینکه دجال همان ابن صیاد است یا خیر. جماعتی از آنها ابن صیاد را دجال نمیدانند. زیرا که چنین روایت شده است که او از عمل بدخویش، توبه کرد و در مدینه وفات کرد و مردم کفن از رویش برداشتند و او را مرده دیدند. از ابنسعیدنیز حدیثی روایت کردهاند که دلالت به این دارد که او دجال نیست و جماعت دیگر معتقد به اینکه او دجال است واین را از ابن عمر و جابر انصاری روایت کردهاند.
مسیح دجال کیست؟
لقب مسیح همانگونه که بر پیامبر خدا حضرت عیسی (ع) اطلاق میگردد، بر دجال نیز اطلاق میگردد، ولی وقتی به صورت مطلق و بدون قید آورده شود همان حضرت عیسی (ع) مراد است. در ظاهر، مسیح دجال همان دجال معروف است ولی در وجه تسمیه دجال به مسیح احتمالاتی داده شده است.
1ـ چون با پرچم مسیحیت ظهور خواهد کرد 2ـ قیام او همهی زمین را فرا میگیرد و گویا آن را مسح میکند 3ـ از آنجا که حضرت مسیح با او به مقابله میپردازد به او نیز مسیح اطلاق شده است.
روایات بسیاری عمدتاً در مصادر حدیثی اهل سنت دربارهی خروج دجال در آخرالزمان و قبل از برپایی حکومت امام مهدی (ع) وارد شده است.
بخاری به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: (دجال خروج خواهد کرد تا اینکه در ناحیهای از مدینه فرود میآید و سه بار اعلان آماده باش جنگ میدهد آنگاه به سوی او هر کافر و منافقی حرکت میکند)