ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
آیا تا به حال به مرگ یک وال فکر کردهاید؟ این موجودات غولپیکر که در سالهای اخیر جمعیتشان کاهش قابل توجهی پیدا کرده است در عمیقترین نواحی آبی جهان زندگی میکنند و این در حالی است که در طول حیات همواره اکوسیستمهای مختلفی را به همراه خود دارند،اما پس از مرگ، لاشه این حیوان در بستر اقیانوس آرام میگیرد تا دوره جدیدی از تاثیرگذاری این آبزی غولپیکر بر اکوسیستمهای اقیانوسی آغاز شود.
تنها همین نکته برای روشن شدن اهمیت موضوع کافی است که لاشه یک وال غولپیکر میتواند غذای مورد نیاز برای اکوسیستم بخصوصی را تا چندین دهه تامین کند.
به سال 1987 باز میگردیم. در آن سال گروهی از محققان در قالب یک سفر اکتشافاتی تا عمق قابل توجهی از آبهای دور از ساحل کالیفرنیای جنوبی نفوذ کردند. در آخرین سری از نفوذ به درون آب محققان با توده عظیمی به طول حدود 20 متر روبهرو شدند که از هر حیث برای آنها عجیب و نامانوس به نظر میرسید. کنکاش بیشتر و استفاده از نورافکنهای قدرتمند نشان داد این توده چیزی نیست جز اسکلت والی غولپیکر که بخشی از آن در بستر آب رسوب کرده بود. بررسی دقیق تصاویر به دست آمده از این اسکلت نشان میداد که حیوان سالها پیش مرده است. اما آنچه بیش از هر نکتهای موجب حیرت دانشمندان شده بود مجموعه حیات پر شور و هیجانی بود که لابهلای اسکلت طولانی وال به چشم میخورد. انبوهی از کرمها، حلزونها، نرمتنان و حتی صدفها، این نقطه از اقیانوس را به عنوان محل زندگی خود انتخاب کرده بودند، محلی که تا سالها بعد نیز مکان مناسبی برای ادامه حیات به شمار میآمد.
پس از یک سال، گروهی از دانشمندان بار دیگر
یک تجربه هیجانانگیز شواهدی که از سال 1987 در اختیار دانشمندان قرار گرفت برخی از آنها را بر آن داشت تا آزمایشات کنترل شدهای برای بررسی اکوسیستمهای وابسته به لاشه والها انجام دهند. برای این منظور دانشمندان لاشه 3 وال خاکستری بر گل نشسته و تلف شده در سواحل کالیفرنیا را به اقیانوس برده و با استفاده از 2700 کیلوگرم وزنههای فولادی آنها را در اقیانوس غرق کردند. پس از این مرحله دانشمندان در فواصل زمانی مشخص به بررسی لاشهها میپرداختند. این پروژه بیسابقه در سال 1992 آغاز شد و طی 6 سال هر سه وال در نقاط مشخصی غرق شدند. بررسیهای دقیق آنها نشان میداد لاشه والها سه مرحله اکولوژیکی مشخص دارند. مرحله نخست که دانشمندان آن را مربوط به لاشه خوارهای متحرک میدانستند زمانی آغاز میشود که لاشه وال در بستر آب قرار میگیرد. بتدریج گروههای مختلفی از مارماهیهای دهان گرد با حمله به لاشه وال تونلهایی در عمق آن ایجاد میکنند و این درحالی است که برخی کوسهها نیز تکههای بزرگی از بدن حیوان جدا میکنند. در این مرحله تقریبا بافتهای نرم نظیر ماهیچهها، تودههای چربی و بافتهای درونی حیوان از آن جدا میشود. در این فرآیند روزانه بین 40 تا 60 کیلوگرم از بافتهای نرم وال غرق شده توسط شکارچیان مختلف غارت میشود. این مرحله گاه تا 2 سال نیز به طول میانجامد که البته مدت آن به بزرگی وال غرق شده بستگی دارد. در مرحله دوم که آن نیز حدود 2 سال به طول میانجامد انبوهی از جانوران دریایی لابهلای استخوانهای ظاهر شده وال به زندگی خود ادامه میدهند. این جانوران در عین حال که شمار قابل توجهی دارند، اما از حیث تنوع، چندان گسترده نیستند. این جانوران عمدتا از چربیها و بقایای نه چندان مغذی برجای مانده از بافتهای نرم وال تغذیه میکنند. در این مرحله سکنی گزینی کرمها و خرچنگها در اسکلت عریان شده وال بیش از هر نکتهای به چشم میآید. اما در مرحله سوم این باکتریهای بیهوازی هستند که زمام امور را در دست دارند. آنها بتدریج چربیهای برجای مانده در استخوانهای وال را تجزیه میکنند. آنها برخلاف باکتریهای هوازی که از اکسیژن حل شده در آب دریا برای هضم مواد غذایی استفاده میکنند از سولفات حل شده در آب استفاده کرده و در نهایت گاز سولفید هیدروژن را به عنوان پسماند در آب رها میکنند. اما اوج هیجان در این چرخه آبی تازه از اینجا شروع میشود. جانوران آبزی ساکن اقیانوسها نمیتوانند مستقیما از این گاز سمی به عنوان منبع انرژی استفاده کنند. اما گونهای باکتری در این آبها زندگی میکند که اکسیژن موجود در آب را برای اکسیده کردن سولفید به کار میگیرد تا در نهایت انرژی لازم برای رشد و نمو را به دست آورد. در ادامه آبزیان بزرگتر از آن به عنوان منبع مغذی استفاده کرده و آنها نیز به نوبه خود شکار مناسبی برای شکارچیان بزرگتر میشوند. بنا به دلایلی که هنوز برای دانشمندان مشخص نشده است، استخوانهای وال منبع سرشاری از لیپید (چربی) هستند به طوری که لاشه یک وال 40 تنی ممکن است بین 2 تا 3 هزار کیلوگرم چربی در خود داشته باشد و البته تجزیه و خارج شدن آنها از ساختار استخوانی در فرآیند زمانی طولانی مدتی انجام میشود. دانشمندان حدس میزنند مرحله سوم و نهایی بین 50 سال تا حتی یک قرن به طول میانجامد. برآوردهای دانشمندان نشان میدهد سالانه 69 هزار وال خاکستری در آبهای سراسر جهان و به دلایل گوناگون تلف میشوند و با یک سری محاسبات ساده میتوان نتیجه گرفت فاصله لاشه یک وال تا لاشه وال دیگر در اقیانوسها و دریاهایی که این حیوانات زندگی میکنند تنها 12 کیلومتر است. از این رو میتوان به جرأت گفت لاشه والهای خوابیده در بستر آبهای جهان نقش بسزایی در شکلگیری و ادامه حیات اکوسیستمهای مختلف و ناشناخته دریایی دارند. منبع: Scientific American
راهی محل رسوب لاشه وال شدند و این بار با انبوهی از گونههای آبزی ناشناخته و کمتر شناخته شده روبهرو شدند که برخی از آنها تنها در محیطهای آبی بخصوص زندگی میکنند. از آن زمان تاکنون دانشمندان زیادی به بررسی اقیانوسهای جهان برای شناسایی لاشه والها پرداختهاند. در خلال این بررسیها حدود 400 گونه جانوری شناسایی شده است که لابهلای اسکلت آنها زندگی میکنند و از این تعداد حداقل 30 گونه برای نخستین بار مشاهده شدهاند.
مرگ یک وال شاید به عنوان حادثهای تلخ برای حیات آبزیان در معرض خطر انقراض قلمداد شود، اما از سوی دیگر با قرار گرفتن لاشه حیوان در بستر اقیانوسها فصل جدیدی در اکوسیستمهای آبی جهان آغاز میشود، جایی که گونههای ناشناخته پناهگاه مناسبی برای رشد و تکثیر پیدا میکنند.
نخستین نشانهها درخصوص اینکه لاشه والها میتواند محل رشد و تکثیر گونههای مختلف جانوری باشد به سال 1854 باز میگردد، زمانی که یک حیوان شناس از شناسایی نوعی صدف دریایی در اطراف لاشه وال شناور در اقیانوس خبر داد. از آن زمان به بعد نمونههای زیادی درخصوص زندگی گونههای مختلف جانوری در دل لاشه و اسکلت والها در آبهای اطراف اسکاتلند، ایرلند، ایسلند و نیوزیلند دیده شده است.